معیارالمذاہب

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 253 of 581

معیارالمذاہب — Page 253

روحانی خزائن جلد ۹ ۲۵۳ ضياء الحق لیک ، ترک نفس کے آسان بود مردن و از خود شدن یکسان بود آن خدا خود را نمود از کار خویش کرد قائم شاہد گفتار خویش هرچه او را بود از حسن مزید حلیه آن پیش چشم ما کشید تو کشی از پیش خود تصویر او خالق او مے شوی اے تیرہ خو آنکه خود ، از کار خود جلوه نما است آن خدا نے آنکه خود از دست ماست اے ستمگر این ہمہ مولائے ماست آنکه قرآن مادح او جا بجا است هر چه قرآن گفت می گوید سما چشم بکشا تا بینی این ضیا بس ہمیں فخرے بود ، اسلام را کو نماید ، آن خدائے تام را گوندش از انسان که از صنعش عیاں نے تراشد ، از خودش چون دیگران غیر مسلم ، خود تراشد پیکرش خود تراشد ، قامت و پا و سرش خود تراشیده 6 نمیگردد خدا زین تراشیدن جهانی شد تباہ به ہمچو طفلان ، بازی است و افترا کم کسی ، سوئے خدا بر دست راه چون تو کورے نیستی ، چشمے گشا بین ، چه ظاهر می کند ارض و سما ہر طرف بشنو صدا القدير ذو الجلال و ذو العلی نوری منیر هیچ مخلوقے خدائے خود مگیر کے شود ، یک کر سکے چون آن قدیر پیش او لرزد زمین و آسمان پس تو مشت خاک را مثلش مدان گر خدا گوئی ضعیفی را بزور جان تو گوید که کذابی و کور دل نمی داند خدا جز آن خدا این چنین افتاد فطرت از ابتدا از ره کین و تعصب دور شو یک نظر از صدق کن پُر نور شو کین ریاض عقل را ویران کند عاقلان را گمراه و نادان گند کے بشر گردد خدائے لایزال داوری با کم کن اے صید ضلال