اِعجاز احمدی — Page 292
روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۹۰ مواهب الرحمن اسودت، وأن طبايعهم قست ، وأن الغاسق قد وقب، ووجه المهجة سیاه شدند و طبیعت ہائے شان سخت شد و تاریکی درآمد و راه میانه برایشان قد انتقب ۔ وفسدت التصوّرات كأنها ليل دامس، أو طريق طامس ۔ وجاوزوا پوشیده گشت و تباه شدند تصور ہا گو یا آن شمی است سخت تاریک یا راهی ست ناپدید و تجاوز الحدود، ونسوا المعبود، وتسوّروا الجدران، ونسوا الديان ۔ وكانوا ما بقى کردند از حد ها وفراموش کردند معبود را و از دیوار ها بیرون جهیدند و جزاد هنده را فراموش کردند و چنان شدند که فيهم نور يُؤمنهم العثار، ويُرى الحق ويُصلح الأطوار، وصاروا كمجذوم انجذمت پیچ نوری در ایشان نماند که از لغزش باز دارد و حق بنماید و اصلاح اطوار کند و همچو مجذومی شدند که اعضاء او بریده أعضاؤه، وكُرِهَ رُواؤُه۔ فإذا آلت حالتهم إلى هذه الآثار، لعنهم الله شدند و مکروہ شد صورت اور پس چونکہ انجام حالت ایشان این شد و نوبت این نشانها رسید لعنت کرد خدا وغضب على تلك الأشرار، وأراد أن يسلب من جرثومتهم نعمة النبوة، و برایشان و غضب کرد بر آن بدکاران - واراده کرد که از خاندان اوشان نعمت نبوت بر باید و يضرب عليهم الذلة، وينزع منهم علامة العزّة ۔ فإن النبوة لو كانت باقية في بر ایشان ذلت ببارد و بر کشد از ایشان علامت عزت چرا که اگر نبوت در خاندان ایشان باقی ماندے۔ ۷۲ جرثومتهم، لكانت كافية لعزّتهم، و لما أمكن معه أن يشار إلى ذلتهم پس البتہ برائے عزت شان کافی بودے۔ ودریں حالت ممکن نبودے کہ ایشانرا بسوئے ذلت منسوب کرده باشد۔ ولو ختم الله سلسلة النبوة العامة على عيسى، لما نقص من فخر اليهود شيء كما لا يخفى واگر خدا نبوت عامه را بر عیسی ختم کردی البته از فخر یہود چیزی کم نہ شدے۔ ولو قدر الله رجوع عيسى الذي هو من اليهود، لرجع العزّة إلى تلك القوم ولنسخ و اگر مقدر کر دے خدا تعالیٰ رجوع آن عیسی سوئے دنیا کہ از یہود بود البتہ سوئے یہود عزت شان واپس آمدی و امر ذلت أمر الذلة، ولبطل حكم الله المعبود ۔ فأراد الله أن يقطع دابرهم، ويجيح بنيانهم، شان منسوخ گشتی و حکم خدا تعالیٰ باطل گردیدے پس خدا تعالی اراده فرمود که بیخ کنی یهود کند