براہین احمدیہ حصہ چہارم — Page 128
۱۳۳ روحانی خزائن جلد 1 ۱۲۶ براہین احمدیہ حصہ دوم شیوه اش می شود فدا گشتن بہر حق هم زجان جدا گشتن و فنا و در رضائے خدا شدن چون خاک نیستی استهلاک دل نهادن در آنچه مرضی یار صبر زیر مجارتی اقدار تو بحق نیز دیگری خواهی این خیال ست اصل گمراہی گر دہندت بصیرت و مردی از ہمہ خلق سوئے حق گردی در حقیقت بس ست یار یکی دل یکے جان یکے نگار یکے هر که او عاشق یکی باشد ترک جان پیشش اند کے باشد کوئے او باشدش ز بستان به پا به هر چه دلبر بدو کند آن زنجیر پیش دلداری به روئے او باشدش ز ریحان به دیدن دلبرش ز صد جان به ز هجران و سیر گلزاری به ہر که دارد یکی دلآرامی جز بوصلش نیابد آرامی شب به بستر تپد ز فرقت یار ہمہ عالم بخواب و او بیدار تا نه ببیند صبوری اش ناید بر باید ہر دمش سیل عشق دل عاشقان قرار کجا توبه کردن ز روئے یار کجا حسن جانان بگوش خاطر شان گفت رازی که گفتنش نتوان در ہم چنین در زان بایزد خلاق ست سیرت عشاق صدق جان منور بشمع صدق و یقین نور حق تافته به لوح جبین کام یابان و زین جهان ناکام زیرکان دور تر پریده از دام از خود و نفس خود خلاص شده مهبط فیض نور خاص شده در خداوند خویش دل بسته باطن از غیر یار بگسسته