انجام آتھم — Page 90
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۹۰ مكتوب احمد ٩٠ وبلغ إلى الإيهات، أو يتركونه جائعا كالصائمين۔ يشرب من بالوعة تکلیف رامے یابد و روئے شادی نمی بیند و گاہے او را برسائیدن مصالحه طعام میزنند چون برسنگ خوب يجتنبها الدواب، ويأكل من متأبسات يأنف منها الكلاب، إذا أجدب نساید۔ وگا ہے او را ازین سبب زد و کوب میکنند که ازار بند را در ازار بتوقفه انداخته است و او را طعامی | الملك فهو أول الأغراض، وإذا نزل وباء فهو مورد الأمراض۔ وإذا می دهند که در دیگها چسپان میماند سوخته و متعفن شده و فاسد گشته و هم چنین فاسد شده گوشت او را بخوردن بدء الأطفال فهو كعصف مأكول، وإذا أبدؤوا فهو بقى كمخدول، لا يقدر مید ہند۔ یا او را همچو روزہ دار ہی شکم میگذارند وازان جائے دست دروشستن آب می نوشد که چار پایان نیز هم از ان على أكل العضاض، وإذا جُـرح فـلا يـظـهـر أريكة الجُرح، ولا يظهر لـحـم پرهیز میکنند و آن اشیاء متعفنه میخورد که سگان هم از ان نفرت میدارند۔ چون در ملک قحط می افتد صحيح بـعـد القرح۔ وقد يؤمر لـكسـح الـكـنـاسة، أو لغسل الكاسة، فيُضرب پس او اول نشانه قحط میگردد و چون و با فرومی آید پس او اول شخصی باشد که مورد امراض می شود عـلـى خــطــاء قــلـيـل مـن الخباثة، وقد يجعل حمولة لأحمال، فلا تبكى عليه و چون طفلان بمرض چیچک مبتلا شوند پس او از چیچک همچو گیا ہے میگردد که از خوردن باز مانده و پامال شده باشد عين بدمع همال، بل يحمل مرارًا أثقالا فيجرى دمه كالحائض، ويُعدونه و چون طفلان بعد از سقوط دندان بار دوم دندان بر آورند او ہمچو ناکامی میماند و نتواند که چیز ها خورد على أرض دمثة كالمُهر تحت الرايض، وقد يجعل كالوجناء و يُركب عليه، که از دندان توانند خورد و چون اتفاقاً مجروح شود پس زخم او پُر نمی شود و بعد از زخم گوشته تندرست بیرون وقد يهجد للخدمة والليلُ يَتَصَبْصَبُ أو يجثم أمام عينيه، وقد يؤمر نمی آید۔ وگا ہے او را برائے صاف کردن خس و خاشاک یا برائے شوئیدن پیالہ میفرمایند۔ پس بخطائے اندک لشق الحطب حتى تَمُجُل يداه، وتتخاذل رجلاه، ثم يؤتى الخبز قَفَارًا میزنند و گاہے او را اسپ بار برداری می کنند۔ پس پیچ چشمی برو نمی گرید و هیچ اشکی روان نمی گردد