آئینہ کمالاتِ اسلام

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 494 of 776

آئینہ کمالاتِ اسلام — Page 494

روحانی خزائن جلد ۵ ۴۹۴ آئینہ کمالات اسلام ۳۹۴ لا تعلمون۔ و اني متوكل على ربي و أفوض أمرى الى الله و ادعوا الله ان يصفى ۔ خلقه من خبث الاهواء و يلهمهم فعل الخيرات و قبول ترجمہ: بزهره بزرگ بر بیشه شیر می تازد ! بعد ازین همه کدام وقت و زمان را چشم در راه می باشید؟ و از نشا نہائے صدق من است که حق تعالیٰ مرا توفیق اتباع و اقتدائے نبی خود (صلی اللہ علیہ وسلم ) مرحمت فرموده اثری را از آثار آنجناب مقدس نیافتم که بدنبال آن قدم بر نداشتم ۔ وکو ہے از مشکلات در راه پیش من نیامد که بر بالایش بر نشدم و رب من مرا بجماعه که برایشان انعام کردہ لاحق ساختہ ۔ و از نشا نہائے صدق من ست کہ او بر بسیارے از علوم غیب مرا آگا باینده - واو غیر از مرسلان کسے را مطلع بر آن نمی سازد۔ ☆ و از نشانہائے صدق من است که او ( تعالیٰ شانہ ) دعوات مرا قبول میفرماید و حاجات مرا متکفل می باشد و در افعال و اقوال من برکت می نهد و دوستان مرا دوست و دشمنان مرا دشمن است و از پوشید گیہائے مردم مرا انبا میکند و بسیار است که او گریه و بکائے ما می شنود و هرگاه پیش او بر زمین افتادم بدست رحمت خود مرا بر داشت و آن قدر دعا ہائے مرا بموقع قبول جا داد که نتوانم بشمار آرم و در باره من اکرام و انعام با فرموده که لفظی ندارم که از عهده سپاسش بدان بیرون توانم بیایم ۔ و مرا خطاب کرده و گفته اے احمد من تو مراد منی و با منی و تو در نزد من بمنزلت توحید و تفرید من می باشی - اکنون وقت آن آمد که اعانت کرده شوی و در میان مردم شناخته شوی تو در پیش من بمنز لتے می باشی که خلق از آن آگاه نیست - این کلمات خداوندی ست که بآن مرا نواخته بخدائے بزرگ که در نزد من باین کلمات محبوبه همه دنیا و آنچه در آن است بجوی نمی ارزد۔ حمد سہو کتابت معلوم ہوتا ہے آگاہندہ “ ہونا چاہیے۔ (ناشر)