مکتوبات احمد (جلد پنجم)

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 487 of 563

مکتوبات احمد (جلد پنجم) — Page 487

مکتوبات احمد ۴۸۷ جلد پنجم دل مستغرق بیقرار بها شدن و سوختن و ساختن و فی الحقیقت انبار غم با برداشتن و از دل مہجور آواز ہائے ہائے بر آمدن و پیش از مردن مردن و حامل چندان غمها و درد ها شدن من کیستم که تحریرش کنم پس آن عادل و مقدس دلها را بد لهاره داشته است آیا بیخبر از چنین طالب خود خواهد بود آیا او دست خود دراز کرده این چنیں بندہ جاں باز را سوئے خود نخواهد کشید ۔ پس اکنوں منصف در دل خود بسنجد که این طریق عشق و محبت و دردمندی که جان و دل را در آرزوئے جلوه انوار حقیقی سوختن است و خود را با رنج و دردا میختن برحق و راست است یا آن طریق که یکی شعله از جعل و فریب خود در دل تصو ر بستن کہ ازاں شعلہ نے جاں را احتراق است و نے دل را سوختگی است و ظاهر بنیاد این شعله از دروغ و باطل است چرا که خدا مطیع تصور ما نیست وذات محيط السماوات بتصور انسان در نمی آید پس عبادت دل که سزاوار رب العالمین است در کار آن شعله دادن کفر است اکنون میخواهم که خلاصه جواب گفته کلام را ختم کنم سوال اینست که تعریف بت پرستی چیست اکنوں گوش کردہ سخن من باید فهمید اندریں شک نیست که نصب العین داشتن بت در زعم کفار برائے حصول غرضی است آن غرض را در زبان شریعت استعانت نامیده شد قولہ تعالیٰ۔ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ پس خلاصہ آیاتِ ربانی چنین است که خدا می فرماید ہر کہ عبادت من کند و استعانت از بت خواهد در حقیقت بت را عبادت کرده است زیرا که من محتاج عبادت نیستم یعنی وجوب عبادت برائے حاجت برآمدن انسان است چرا که معنی عبادت استدعائے مدد است و شکر کردن مدد و اگر انسان را مدد از خدا نرسد بلاک شود لهذا در کلام الله آمده است که عبادت باعث حیات انسان است و موجب بقائے بنی آدم تو قایم بخود نیستی یک قدم ز غیبت مدد میرسد دمیدم و آدمی زیادہ تر محتاج استعانت در تعدیل و اقامت دل و وصال حق است پس اگر آدمی گوید که ایں حاجت من باستعانت و یاوری بت حاصل شده است آن آدمی عبادت خود کرده است خدا را بمنزل متاعی فرض کرده که بوسیله بت دستیاب خواهد شد فقط ☆ حیات احمد جلد اول صفحه ۲۵۳ تا ۲۶۲ از حضرت یعقوب علی عرفانی صاحب مطبوعه نظارت اشاعت