مکتوبات احمد (جلد پنجم) — Page 486
مکتوبات احمد ۴۸۶ جلد پنجم و بت پرست فرق این استعانت است - بت پرست آن را میگویند که برائے کشف انوار حقیقت استعانت از بت می خواهد و مدد از اشکال تراشیده خود می طلبد و بت پرست می گوید که از مددگار بت بدریائے حقیقت خواهم پیوست مامی پرسیم کہ آں دریائے حقیقت چه قدر است آیا دل انسان بر ذات محیط العالمین محیط تواند شد ۔ اے دانائے بصیر تو قیاس کن که ذرات انسان را باذات قدیم الصفات چه مطابقت و محدود را با غیر محدود چه مساوات - و نهایت پذیر را با بے نہایت چه پیوند ۔ نہایت جہد انسان این است که دل خود را از همه محسوسات و مرئیات باز پس کشیده و همه اشکال و اجسام را زیر لائے نافیہ کردہ تصور جلال آں رب العالمین دل خود را بظلمات حیرت در اند از دو دراں وقت چنانچه تشنه و گرسنه و دردمند که جان بلب رسیده باشند آب و غذا و دوا را میخواهند همچناں استعانت کشف انوار حقائق از در گه حق مسئلت نماید و از دل خود چیزے منتر اشد چنانچہ کفا ر ہنود که عبادت خارجی ایشاں بت پرستی است و هرگاه که از بت پرستی و ارستہ بجائے خود تصور میکنند - یکی شعله برابر انگشت از و هم خود تراشیده پیش تصور خود میدارند و این هم از نوع بت پرستی است - ایں نہ معلوم که خدا محکوم انسان است نیست که تابع تصور انسان باشد آ یا آنکه محیط العالمین است در تصور انسان تواند گنجید قیاس تو بروئے نگردد محیط - دروغ و کذب را در محل راستی آوردن و مفروض خود را رونق فی الحقیقت دادن شیوه بت پرستان است مولا نا مولوی رومی میفرماید در عبادت خواهم از ذات تو اب رب جہاں استعانتها که میخواهند کفار از بتاں وایس بیت ترجمہ آیت کریمه اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ است اندازه آرزومندی و اندازه آرزو مند آرزومندے خود بروئے کشف انوار حقائق و مددخواهی خود از حق تعالی در بیست ثانی میفرمایند۔ و آنچه برما می رود گر برشتر رفتی زغم میزدندے کا فراں بر جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ عَلَمُ و ظاهر است که انسان در تصور بجائے یک شعلہ ہزار شعلہ تواند قایم کرد کدام مشکل افتاده هست زیرا که جان را درد تکلیف نیست و دل را در د سوختگی نے ۔ دررہ جعل و فریب کشادہ است در یکے شعلہ محصور نیست مگر عبادات اهل اسلام جان باختن است که عاشق صادق بروں و در تلاش آن یار حقیقی دل خود را آشنائے دریائے ظلمات گردانیدن و در جان و تن در دو گداز افتادن و از چشم خواب رفتن و جان و