دُرّ مکنون

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 157 of 203

دُرّ مکنون — Page 157

۱۵۷ نہ زنش نے پدر نہ مادر راو نے ہر اور نہ پور و دختر او دو جهان جلوگاه قدرت او کثرت شان گواه دهه او در قیامت که کار خواهد بود همه را رو بیار خواهد بود گر ازین برتر آوریم بیان نیست بر وفق فهم هم نفسان هر چه آید بفهم و عقل و قیاس ذات او بر تر است که ان سوان دور بینیان بارگاه است غیر زین پی نبرده اند که ست لفن وحیلہ سوئے اور سے خر بلطفش بکوئے اونر سے هر چه نقش وجود یافت از دست همه مخلوق دست قدرت اوست آه و فریاد و جزع و فزع و فغان است عادات کودکان زنان کار مردان تحمل است و سکون اگر چه دل گردو از حوادث خون هر که خویش و عزیز و یار بود بر جدائی نال کار بود الله الله چه پاک دین به این منظر چشمه یقین است این اہل اسلام پاک دینیان اند در زمین و زمان اینان اند ہر کرا اینچنین صفات بود چشم او چشمه حیات بود جزا زین در پناه دیگر نیست جز ازین راه راه دیگر نمیست اسے تو مارا چو مردم دیده از همه مردمان پسندیده هر که آمد دورین ریاضی ترین یافت از صد شک گمان تکین شد فراغت از شرک و ناپاکی تافت بر سینه نور افلاکی هر که آمد براه یزدان مرد متعاقب بدوره غم و درد سلام صلاح اسلام ترك جزغ