دُرّ مکنون — Page 137
۱۳۶ هر چه دانی درون من سے شاہ از کدورات نفس و حال تباہ بخدا وندیت که پرده بپوش برهانم زیر رعونت و جوش یک جو اندر درون من نگذار که از ان خاطرت شود بیزار حال پیغمبر خدا صلى اله علیه کم بنگر آخر که در غز او جهاد کرد گارش چگونه نصرت داد چون ظفر یافت بر همه شاهان چون در خشید و بیش از اوران دین اسلام بعد ضعف طلال چون قوی زور شده با سر حال زود تر بر سر تمام جهان چون فرا تافت پیچو برق عمان چون ببان را ذلیل کردو خوا چون زد آتش سبخانه گفتار چون اثر کرد نور او چه قمر چون برافکند شرک ایکسر چون جهان را بدین حق درست چون برآورد شان زهر تا راست لطف حق بود روئے تا بانش صد صلوۃ و سلام بر جانش مصطفی را بوصف اور شناخت نعت رسول خدا صلی اللہ علیہ حکم که در رویا حصه فرموده است آنقدر شیر عالم نوشیده که زناخن برون ترا دیده پر علم کتاب نخواند خط نوشت تا درسش از ازل مسلم شرت