قندیل ہدایت — Page 532
www۔irebooks۔com www۔irebooks۔com 532 of 1460 کتابخانه امید ایران www۔irtanin۔com پیش صورتهای بگذری ز آن نقشهای حمام، ای ولد عرضه کردی هیچ اندام خود؟ همچو حور عجوزه چیست کایشان را نبود؟ خلوت آری با عجوزی کاو تو را با نقشها با خود نیم کور ربود تو نگوئی من در بیان عجوزه جان آمیزش کنیست بگویم در صورت جان چه باشد؟ با خبر از خیر و شر چون سر و ماهیت جان مُخبر است اقتضای جان چو ای دل گرما به گر جنبش کند۔در شاد هر آگهیست هر عقل و حسن ،و درک و تدبیر است و جان صورت گرمابه ها را روح زمان از صد عجوزت بر کند از احسان و، گریان از ضرر که او آگاه تر با جان تر است که آگه تر بود جانش قویست نیست روح را تاثیر خود آگاهی بود را این بیش اللهی بود جهان جان سراسر آگهیست چون خبرها هست بیرون زین نهاد 5 بیجانست از دانش تهیست باشد این جانها در آن میدان جان جماد اول مظهر درگاه شد جان جان خود مظهر الله شد جان تو آمد که جسم آن شدند بر زدند همچو تن آن را خادم شدند روح آن ملایک جمله عقل و جان بدند از سعادت چون آن جان بر آن بلیس از جان از آن در پرده بود یک نشد با جان که عضو مُرده بود آن فدای آن نشد دست چون نبودش جان نشد ،ناقص گر آن عضوش شکست سر دیگر هست، کو گوش دگر؟ طوطیان خاص را قندی است ژرف کی چشد درویش صورت ز آن نکات؟ قند دریغش نیست خر عیسی گر طرب انگیختی على خاتم معنی أفواههم " تا ز راه پیغمبران ختمهانی كانسا بگذاشتند قفلهای ناگشاده مانده بود او شفیع است، این جهان و آن جهان این جهان گوید که تو رهشان نما پیشه اش اندر ظهور و در کمون گشته از دم باز او هر بشکسته مطبع جان نشد هست کان به دست اوست، تاند کرد طوطیی کو مستعد آن شکر؟ طوطیان عام از این خود بسته طرف معنی است آن نی فعولن فاعلات لیک خر آمد به خلقت پیش خر قنطار این شناس این است ره آن که برخیزد ز لب دین که پسند شکر ریختی رو را مهم ختم گران احمدی "إنا فتحنا از دم این جهان در دین آنجا و، برداشتند بر گشود در و آنجهان گوید که تو مهشان جنان نما اهد قومی در باب در انهم دو عالم دعوت او لا مثل او نی يعلمون مستجاب و، نی خواهند بود بهر این خانم شدست او، که به جود www۔ircdvd۔com ΑΓΟ www۔yekdl۔com www۔omideiran۔ir کتابخانه امید ایران