قندیل ہدایت — Page 533
www۔irebooks۔com www۔irebooks۔com 533 of 1460 کتابخانه امید ایران www۔irtanin۔com چونکه در صنعت برد استاد دست نی تو کوئی ختم تو است؟ صنعت بر گشاد در ختمها خاتمی در جهان روح بخشان حاتمی هست اشارات محمد المراد کل گشاد اندر گشاد اندر گشاد صد آن خلیفه هزاران آفرین بر جان گر ز بغداد و هری یا از ری اند شاخ گل جا که میروید گل است گر ز مغرب زند خورشید سر عیب جویان را از این دم کور دار گفت حق چشم از نظرهای خفاش کم او بر قدوم و دور فرزندان او زادگان مقبلش زاده اند از عنص جان و دلش بی مزاج آب خفاش بد خصال کاست ام من ز آفتاب مثال بی انجم آن شمس نیز اندر خفاست آمد، شمس در يقين بدر منير انجم آمد چون مرید و شمس پیر خورشید گل، نسل وی اند جا که میجوشد مل است چیز دگر است نی ستاری خود ای کردگار نکوهیدن ناموسهای پوسیده که مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدقند و راه زن صد هزاران ابله نادان ای ضياء الحق حسام الدين ای صقال سلطان روح J الهدى مثنوی را و مسرح مشروح ده امثال صورت او را روح ده شوند سوی خلدستان تا حروفش جمله عقل و جان ارواح آمدند تو ز یاد عمرت در جهان همچون خضر چون خضر و الیاس مانی در جهان الكيك گفتمی از لطف تو جزوی ز لیک از چشم بد زهر آب دم سوی دام جانفزا جان بران شوند حرف دستگیر تا زمین گردد ز گر نبودی طمطراق لطقت شدند و مستمر آسمان چشم بد زخمهای روح فرسا خورده ام شرح حالت می نیارم در بیان ذكر حال دیگران این بهانه صد دل جان عاشق صانع و خود یکی بوطالب آن عم که چه گویندم عرب؟ کز طفل ز دستان دلیست شده که از اویم پای دل اندر گلیست چشم بد یا گوش بد مانع شده رسول مینمودش شنعت عربان مهول خود او بگردانید دین اجداد آن رسول آیا را بماند احمد در پی چنین ہی پاکباز مجتبی از آن تا رهاند ره مرو معتمد براند را گفتش ای عم، یک شهادت تو بگو :گفت لیکن فاش گردد از سماع حق شفاعت بهر تو كل جاوز الاثنين شاع www۔iredud۔com ۸۳۶ un vokal com SARANA Amidairan ir کتابخانه امید ایران