انجام آتھم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 188 of 448

انجام آتھم — Page 188

روحانی خزائن جلد ۱۱ ۱۸۸ مكتوب احمد ۱۸۸) رضوا بهذه الدنيا ونسوا يوم الدين، فكيف أُداوى ختم قلوبهم وأقفال ربّ العالمين؟ بدنیا راضی شدند و آخرت را فراموش کردند ۔ پس چگونه مهر دلہائے ایشان و قفلہائے خدا تعالی را علاج کنم ۔ فالحاصل أن آتم خشى فى الميعاد نبأ الرحمن، ورجع إلى الحق پس حاصل کلام این است که او در میعاد پیشگوئی از خبر خدا تعالیٰ بترسید و سوئے حق بخوف دل بخوف الجنان، لأنه ظنّ أن رحلته قربت و دنت، و خيامه طويت و و رجوع کرد چرا که اوظن کرد که وقت کوچ او نزد یک ر ن کرد که وقت کوچ او نزدیک رسید و خیمہ ہائے او تہ کردہ شدند ۔ أوتادها قلعت، فخشي على نفسه كالمأخوذين فكان حقه أن يُمهل إلى میچہائے آن خیمہ ہاکنده شد ۔ پس بر جان خود همچو گرفتاران بترسید - لہذا این حق او بود که تا زمانہ بیبا کی اورا زمان الاجتراء ، وترك إلى ساعة المراء والإباء ، فمهله الله إلى وقت رجع مهلت داده شود و تا ساعت جنگ و انکار گزاشته شود پس خدا تعالی او را تا وقتے مہلت داد إلى كفره وطغى، ثم أماته تعذيبًا في الدنيا والأخرى، وكذلك مضت سنته في کہ سوئے کفر خود رجوع کرد و طاغی شد - باز برائے سزا دادن در پنجه موت گرفتار کرد ۔ و چنین سنت خدا تعالی الأولين۔ وأما خوف آتم من الله القهار، فلا يخفى عليك عند التعمق في الأخبار ۔ در پیشینیان گزشته است ۔ مگر ترسیدن اواز خدا تعالیٰ ۔ پس بدان که آن امریست که بعد از فکر کردن در اخبار بر تو ألا ترى أنه بعد ما سمع منى نبأ العذاب۔ كيف ألقى نفسه في أنواع الاضطراب، پوشیده نخواهد ماند نمی بینی که او بعد از شنیدن خبر موت چگونه جان خود را در انواع بیقراری ها انداخت وانقطع من الأحزاب والأتراب، واختار كمجنونين شدائد الاغتراب، وأناته و از گروه خود و یاران خود جدائی با اختیار کرد۔ و ہمچو دیوانگان مصیبت ہائے مسافرت برخود پسندید۔ و الدهشة عن الأهل والأحباب، حتى طارت حواسه من الهيبة، وأصابت | دهشتی که در دل نشسته بود همان دهشت او را از اهل و دوستان دور انداخت تا بحد یکه از هیت آن