تحفة الندوہ

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 342 of 566

تحفة الندوہ — Page 342

روحانی خزائن جلد ۱۹ ۳۴۰ مواهب الرحمن ☆ الحقيقة وطوى القال والقيل، وكفى الله مخلوقه سيل الفتن ومعرّته، منکشف گشت و قیل و قال مردم را ته کرد و کفایت کرد مخلوق را از سیل وفته و ضرر آن ورد عنهم مضرته ۔ وكنت أُقيد لحظى بآية كثرة الجمع، وأُرهف أذنى رد کرد و بودم که بسته بود نظر من به نشان کثرت جماعت و تیز میکردم گوش خود را ۱۳۰ لوقت هذا السمع، وأستطلع منه كمثل عطاشى من الماء ، و مظلمين من برائے وقت این شنوائی و تفحص میکردم از همیچو تشنگان از آب و در تاریکی نشینندگان الضياء ، حتى وصلنى الأخبار من الأطراف والأنحاء القريبة والبعيدة از روشنی تا آنکه رسید مرا خبر ها از اطراف دیہات قریبیه و بعیده وتبين أن جماعتنا زادت على مائة ألف في هذه الأعوام الثلاثة، مع و ظاهر شد که جماعت ما درین سه سال از یک لک زیاده است۔ با وجود أنها كانت زهاء ثلاث مائة في الأيام السابقة، بل لم يكن أحد معى في اینکه بود آن جماعت قریب سه صد در ایام سابقه بلکه در آن زمانه يوم أشعت هذا النبأ في "البراهين الأحمدية ۔ "فخررت ساجدا للحضرة، که این خبر در براهین احمد یہ شائع کردم یک کس نیز با من نبود۔ پس افتادم سجده کنند در حضرت وفاضت عينى برؤية هذه الآية ۔ ووالله جاء ني فوج بعد فوج في هذه عزت و بدیدن این نشان اشک چشم من جاری شد و بخدا کہ فوجے بعد فوجے درین سال سوئے السنوات، وكدت أن أسأم من كثرتهم لولا أُمرت من ربّ الكائنات من آمدند و نزدیک بود که من از یشان بستوه می آمدم اگر حکم باری تعالیٰ نہ بودے۔ وكم من معادى جاء نى وهم يتنصلون من هفوتهم، ويتندمون على فوهتهم و بسیار از دشمنان که بمن آمدند و از لغزش سابق بیزاری می جستند و بر گفته خود پشیمان می شدند ۔ وكم من غال انتهوا عن جنون ومجون، وتابوا وصاروا كدر مكنون و بسیار غلو کنند باز آمدند از جنون و بے باکی و توبه کردند و شدند همچو در مکنون۔ سہو کتابت معلوم ہوتا ہے سیل فتنہ “ ہونا چاہیے۔ (ناشر)