سراجِ منیر

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 91 of 494

سراجِ منیر — Page 91

روحانی خزائن جلد ۱۲ ۹۳ سراج منیر بزرگ سکونت لدھیانه را ترک کرده اند و مع عیال خود نزد من در قادیان می مانند۔ و شیخی دیگر پیر صاحب العلم است که برائ من خواب دیدند و در باره من از آنحضرت صلی الله علیہ وسلم در مجلسی عظیم شهادت دادند و سوئے من آن مکتوبی نوشتند که در ضمیمه انجام آنهم از نظر آن مکرم گذشته باشد۔ اما هنوز جماعت این عاجز بدان تعداد نه رسیده که برمن از خدائے من عدد آن مکشوف گردیده بود میدانم که تا اکنون جماعت من از هشت هزار دو سه کم یا زیاده خواهد بود۔ اے مخدوم و مکرم این سلسله سلسلۂ خداست و بنائی است از دست قادری کہ ہمیشہ کارہائے عجائب می نماید اواز کا روبار خود پرسیده نمی شود که چرا چنین کردی ۔ مالک است هر چه خواهد می کند از خوف او آسمان و زمین می جنبند و از هیبت او ملائک می لرزند و مرا او در الهام خود آدم نام نهاده و گفت أَرَدْتُ اَنْ اَسْتَخْلِفَ فَخَلَقْتُ ادم چرا که میدانست که من نیز مورد اعتراض اتجعل فيها من يفسد فيها خواهم گردید پس هر که مرا می پذیر و فرشته است نه انسان و هر که سرے پیچد ابلیس است نه آدمی این قول خدا گفته نه من - فطوبى للذين احبوني وما عادونی و صافوني وما اذوني و قبلونى وما ردّونى أولئك عليهم صلوات الله و أولئك هم المهتدون - و آنچه آن مخدوم نقل مضمون جلسه مذاہب طلب کرده بودند پس سبب توقف این شد که من منتظر بودم که جز وی از مضمون مطبوع نزدم رسد تا بخدمت بفریستم چنانچه امروز یک حصه از ان رسید که بخدمت روانه میکنم و هم چنیس آینده نیز بطور یکہ وقتا فوق وقتاً فوقتاً می رسد انشاء الله تعالی بخدمت روانہ خواہم کر دو قبولیت این مضمون از میں ظاہر است کہ اخبار ہائے سرکاری کہ بہر خبرے سرو کاری ندارند و صرف آن اخبار را نویسند که عظمتی داشته باشند تعریف آن مضمون بخوبی کرده اند که تا حد اعجاز رسانیده اند چنانچه سول ملٹری می نویسد که چون این مضمون خوانده شد بر همه مردم عالم محویت طاری بود و بالا تفاق نوشتند که بر همه مضامین ہمیں غالب آمد بلکه نوشتند که دیگر مضامینی به نسبت آں چیزے نہ بودند پس این فضل خداست که پیش از این واقعه از الهام و کلام خود مرا اطلاعی نیز داد و من نیز پیش از روز