لُجَّة النّور — Page 474
روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۷۴ لجة النور الديان، وأنا النهار والشمس والسبيل، وفي نفسي تحققت الأقاويل، وبي جزا دهنده هستم و من روز و آفتاب و راه هستم و در من قول با درست شوند و با من أبطلت الأباطيل، وأنا الواصف والموصوف، وأنا ساق الله المكشوف، وأنا هر چه باطل بود باطل گشت و من وصف کننده هستم یعنی تعریف حق کار من است و مرا وصف کرده شد یعنی در حق من پیشگوئی ہا آمده و من قدم الرسول التي تُحشَر عليها الأموات، وتُمحى بها الضلالات۔ كَهَرَ الضحى ساق خدا هستم که کشاده است و من از رسول صلی اللہ علیہ وسلم قدمی هستم که مردگان بر و مبعوث خواهند شد و ضلالت ها محو خواهند گردید ۔ وقت چاشت شد ۱۳۲﴾ فَلْيَرَ مَن يرى ۔ وإن اللـه مـعـنـا وظـلـه ظليل، وكل رداء نرتديه جميل۔ وإنا پس هر که بیننده است به بیند و خدا با ماست وسایهٔ اوفراخ گسترده است و ہر چادری که بپوشم خوبست و موفقون تواتينا الأقلام، كأنها السهام ۔ ومن عارضنا فهو ذليل، وليس | ما توفیق یافته هستیم و قلم ها با ما موافقت دارند گویا آن تیر ها هستند و هر که باما مقابله کرد پس او ذلیل است و او را له على دعواه دليل ۔ ولن يزدهى عَرَضُنا فإنه من نور العرفان، ولا يُداس بر دعوی او بیچ دلیل نیست و هرگز متاع ماذلیل شمرده نخواهد شد که آن از نور معرفت است و آبروئے ما پامال عرضنا فإنه من عرض الله وظلُّ عزّةِ ربّنا المستعان۔ رويد بني قومي بعض نتواند شد چرا که او از آبروئے خداست و سایه عزت اوسبحانہ است۔ اے پسران قوم من اند کے از بغض خود الشحناء ، فإنكم لا تستطيعون أن تحاربوا حضرة الكبرياء۔ وقد بلجت کم کنید - چرا کہ ایں طاقت شما نیست که به حضرت کبریا جنگ کنید - وظاہر شدند نشان ہائے آیاتی و ظهرت علاماتي ۔ وإن الله أرغم المَعاطِس بأى السماء ، واقتاد من و پیدا شدند نشانی ہائے من و خدا تعالیٰ بخاک چسپانید بینی ها را به نشان ہائے آسمانی ۔ و مطیع کرد الشوامس بسوط بروق اليد البيضاء۔ وترون خيلنا شلن على العدا اسپ ہائے سرکش را بتازیانه روشنی دست درخشنده و دیده آمد که اسپان مادم بر داشته بر دشمنان کالبازي على العصفور، أو الصقر على الغراب المذعور، فركنوا إلى چنان افتادند که باز بر کنجشکان افتد یا همچو صقر که بر کلاغ ہیبت خورده می افتد ۔ پس ایشاں دہن خود را