لُجَّة النّور — Page 441
روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۴۱ لجة النور يُرجى بُرُؤُه إلى يوم الوفاة۔ ومن ضعف وهرم في الشر تا بمردن امید بہتری او نیست و ہر کہ کمزور و کلان سال در بدی با شد فشره قوى، وشيبه عصى، ولا يُصلح قلبه أسى و پس بدی او قوی است و پیرانه سالی او سخت نافرمان است و هیچ طبیب و حکیم اصلاح دل اور بر و لا فلسفيّ، ويموت على الخبث ولا ينزع عن الغي، و نتواند کرد و از گمراہی باز نخواهد آمد و خبث خواهد مرد لا يفيء مَنْشَرُه إلى الطيّ ۔ فإنه وافاه الشيب الـمـعــكـس فـمـا نامه اعمال بد او پیچیده نمی شود چرا که بدو پیری نگونسار کننده آمد پس كان له نذيرا، وولى العيش النضير فما خاف تافها نزيرًا او را نه ترسانید و عیش تازه رو تافت پس اندک و حقیر که باقی مانده است بل زاد ميلانا إلى أموال الدنيا وعقارها، وضياعها ونضارها۔ بلکه رغبت او در مال دنیا و زمین آن و جائداد آن و زر آں۔ وحدائقها وثمارها، وسكنها وسكينتها، وزهرها وزينتها ۔ و باغ و و آن و بر آن و چیز ہائے آرام دہندہ آں و آرام آں ۔ وگلہائے آں و آرائش آں زیادہ شد۔ والموت وقف على رأسه، وقرب وقــت نـعـــاســــه، ومع ذالك وموت برسر او استاد و نزدیک شد وقت خواب او یعنی وقت مردن با وصف آں يود أن يكون له كلُّ ما في الأرض من الخزائن والدفائن دوست میدارد که هر چه در زمین است همه او را حاصل شود چه از قسم خزائن چه از قسم دفائن والعلوم والفنون، والبلاد والحصون، والبحار والعيون۔ ١٠٠ و ہر قسم علم وفن و چه از قسم شهرها و چه از قسم قلعه ها و چه از قسم دریا ها و چه از قسم چشمه ها و الأفراس و الدواب، والمحامد و الألقاب، و تدابير الدنيا و و چه از قسم اسپ ها و چه از قسم چار پایه ها و چه از قسم محامد والقاب و چه از قسم تدبیر ہائے دنیا و