لُجَّة النّور — Page 404
روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۰۴ لجة النور و دوست داشته وجحدوا بها واستيقنتها أنفسهم وما آثروا طريق الاهتداء۔ و انکار کردند و یقین کرده بود دلہائے شال و طریق ہدایت اختیار نه کردند بيد أنهم نزعوا عن إرهاقى، بعدما رأوا خوارق خلاقي، وقَلَّ مگر این است که او شان جدا شدند از تنگ کردن من بعد زانکہ خوارق خدائے من دیدند و کم احتدادُ اللَّدَدِ و شدة الخصام، بل جعل بعضهم يخضعون شد تیزی خصومت و سختی پیکار بلکہ بعض ایشان در کلام نرمی اختیار بالكلام، واتخذوا الأدب شرعةً ، والتواضع مهجةً ۔ وحُبِّبَ کردند و گرفتند ادب را طریقه و تواضع را طریق إلى مُذْ أُمرت من الله ذي الآيات، أن أعاشر الناس بالصبر سوئے من از وقتیکہ مامور شدم از خدائے صاحب نشانها که با مردم به صبر و مدارات و المداراة، و أن أبدى الاهتشاش، لمن جاءني و ترک معاشرت کنم و اینکه ظاهر کنم خورسندی و سرور را برائے آنکه نزدم آمد ۶۳ الاختراش ۔ واتخذت لى هذه الشرعة نجعة، ورجوت به و عادت خراشیدن را ترک کرد و گرفتم این طریق را برائے خود غذا و امید داشتم بدیں عادت از من العِدا تُؤدةً۔ فَتَعرَّى كبرهم كتعرّى الجبال بعد انجياب دشمنان آہستگی ۔ پس کبر ایشاں چناں ظاہر شد که بعد از انشقاق برف کوه با ظاهر الثلوج، وما بقى فيهم من الأدب المعروف المروج۔ می شوند و در ایشان آں ادب نیز ہم نماند که معروف و رواجی و عجبت من قلبي كيف يأخذني الرحم على هذه العدا على و من از دل خود تعجب میکنم چگونه مرا بر ایشان رحم می آید با آنکه أني لم ألق منهم إلا الأذى ۔ وقد أرادوا سفك دمــــــی و تحقیق من از یشان بجز ایذا پیچ ندیدم و اراده کردند که خون من بریزند و