حقیقةُ الوحی

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 720 of 830

حقیقةُ الوحی — Page 720

روحانی خزائن جلد ۲۲ ۷۲۰ ضمیمه حقيقة الوحي۔ الاستفتاء لو كنتُ أُعطيت الولاء لـعـفـتـــه مالی و دنیا کم؟ کفان کسائی اگر حکومت مراد ہندی ہر آئینہ کراہت کردمی مرا بد نیائے شما چه تعلق است مرا گلیم خود کافی است جنازه ما از زندگان دور افتاده است متنا بموت لا يراه عدونا بعدت جنازتـــــنــا من الأحياء ما بمر گے بمردیم که دشمن ما حقیقت آن نمی داند تغرى بقول مفترى وتخرص حكامنا الظانين كالجهلاء؟ بقول در هم بافته حکام را می انگیزی يا أيها الأعمى أتنكر قادرًا اے کو ر آیا تو وجود آن خدا را تسلیم نمی کنی و حکام کسانی هستند که پیچو جاہلان بد گمان هستند ؟ يحمى أحبته من الإيواء که محبان خود را خود نزد خود جا داده نگه می دارد أنسيت كيف حمى القدير كليمَهُ أو ما سمعت مال شمس حراء آیا فراموش کردی که چگونه خدا موسیٰ علیہ السلام را نگه داشت یا انجام کار آن مرد که آفتاب مطلع حراء است نشنیدی نحو السماء وأمرها لا تنظُرَنُ في الأرض دُسَّتُ عينك العمياء چشم تو سوئے آسمان و حکم آسمان نیست غرتك أقوال بغير بصيرة چند اقوال بغیر بصیرت تر امغرور کرد أدخلت حزبك في قليب ضلالة گروه خود را در چاه ضلالت افگندی جاوزت بالتكفير من حد التقى در کافر قرار دادن از حد تقوی در گذشتی بلکہ چشم نا بینائے تو در زمین فرو رفته سترت عليک حقيقة الأنباء و حقیقت خبر ها بر تو پوشیده ماند أفهذه من سيـــــــــــرة الصلحاء آیا همین سیرت نیکان است أشققت قلبي أو رأيت خفائي آیا دل مرا بشکافتی یا حال پنهان مرا دیدی كمل بخٹک کل گید تقصد والله يكفى العبد للإرزاء ہمہ مکرے کہ میداری بکمال رسان و بنده را برائے پناہ دادن اللہ کافی است تاتیک آیاتی فتعرف وَجُهَهَا فاصبر ولا لتترك طريق حياء نشانہائے من تر اخواهند رسید پس آنها را خواهی شناخت پس صبر کن و طریق حیا را از دست مده إني كتبت الكتب مثل خوارق انظُرُ أعندك ما يصوب كمائى من کتابها مثل خوارق نوشته ام آیا نزد تو چیزی است که بمیچو آب من بیارد إن كنت تقدر يا خصیم کقدرتی اے خصومت کنندہ اگر تر ا قدرت مثل قدرت من است فاكتب كمثلي قاعدا بحذائي پس بمقابله من نشسته بنویس