حقیقةُ الوحی — Page 718
روحانی خزائن جلد ۲۲ ۷۱۸ ضميمه حقيقة الوحي۔ الاستفتاء إني أُذِبتُ مِنَ الوداد وناره من از آتش محبت گداخته شده ام فأرى الغروب يسيل من إهرائي پس اشکها را می بینم که از گدازش من روان شده اند الدمع يجرى كالسيول صبابة والقلب يُشوَى من خيال لقاء اشک مثل سیل ها از شوق روان است و دل از خیال دیدار بریان می شود وأرى الوداد أنارَ بَاطِنَ بَاطِني وأرى التعشق لاح في سيمائي و می بینم که دوستے باطن باطن مرا روشن کرده است و عشق در سیمائے من ظاهر شده است الخلق يبغون اللذاذة في الهوى ووجدتها في حرقةٍ وَصَلاءِ مردم لذات را در هوا و هوس می جویند و من لذت را در سوزش و سوختن یافتم و الله مقصد مهجتي وأريده في كل رشـح الــقــلــم والإملاء خدا مقصود جان من است و من او را بہر قطرہ قلم و املا می خواهم يا أيها الناس اشربوا من قربتی قد مُلا من نـور الــمــفيـض سـقـائي اے مردمان از مشک من بنوشید که از نور فیاض حقیقی مشک من پر است قومی است که از صدق مرا اطاعت کردند و قومی دیگر است که از پرده نفس تکبر ورزیدند قوم أطاعوني بصدق طويّة والآخرون تكبروا لغطاء حسدوا فسبوا حاسدين ولم يزل حسدت لئام كل ذي نعماء حسد کردند پس دشنام دادن و همیشه چنین است که لئیمان خداوندان نعمت را حسد می کنند من أنكر الحق المبين فإنّهُ كلب وعقب الكلبِ سِربُ ضِراء و پس آن سگ سگ بچگان هستند که پیروی او می کنند ہر کہ از حق ظاہر انکار کند او سگی است نه انسان آذوا وستوني وقالوا كافر فاليوم نقضى دينهم برباء مرا ایذا دادند و سقط گفتند و گفتند که کا فری است پس امروز ما قرض ایشان بچیزے زیادہ ادا می کنیم والله نحن المسلمون بفضـلـــه لكن نزای جهل على العلماء و بخدا که ما از فضل او مسلمانان هستیم لیکن بر علماء جهالت حمله کرده است نختار آثار النَّبيّ وأَمْرَهُ نقفو كتاب الله لا الآراء ما آثار نبی صلی اللہ علیہ وسلم را اختیار می کنیم إنا براء في منـاهــج ديـــنـــــه ما در دین او وراہ دین اواز ہر ملحدے و پیروی کتاب الله را می کنیم نہ پیروی رائے دیگر من كل زنديق عدو دهاء بیزاریم که دشمن عقل است