براہین احمدیہ حصہ چہارم — Page 374
روحانی خزائن جلد 1 ۳۷۲ براہین احمدیہ حصہ چہارم ۳۱۹ دھوکا ہے۔ تغیرات کہ جو ہمیشہ بولیوں کو لگے ہوئے ہیں یہ انسان کے ارادہ بقیه حاشیه نمبر حکم او آن بود که او فرمود پس چو فرمود خود نگه کن زود که ازین شد ثبوت وحی خدا شد ضرورت مسلمش زین جا گر دہندت بصیرت دینی بنگر آخر بعقل و فکر و قیاس تا نباشد رفیق او دگرے در گمانها هلاک خود بینی که خرد را نه محکم است اساس نایدش از ره یقین خبری تا نه بینی بدید یا جائی خود نگوید ترا خرد زنهار پس چه ممکن که دم زند بمعاد یا نه یابی خبر از بینائی که چنین دارد آن مکان آثار که چنین اند آن دیار و بلاد این چه حمق است و این چه بی راہی کہ جیل است لاف آگاہی چون روی از قیاس خود برهی که ندیدی بعمر خویش گہی چون شد از عالم دگر خبرت مادرت دیده بود یا پدرت در ندید است کس چه سان دانی کم خرام اے دنی به عریانی تو که داری نی انبیاء انکار این همه کوری است و استکبار یک نظر کن به فطرت انسان که ندارند جو ہرے یکسان مختلف اوفتاد ہر بشری کس بخیرے فزود کس بشرے پس چو یک بیش و دیگر است کمی هم چنین در قبول فیض همی 11 خود نگه کن کنون ز صدق و صفا که چه ثابت همین شود زین جا شب تا راست و خوف بیش از بیش از سر خود روی مده سر خویش پس دیوار چون نمی دانی چون بدانی غیوب ربانی در شگفتم که با چنین نقصان از چه بر عقل می شوی نازان این چه عقل است و این چه معرفت است این چه چه قهر خدا دو چشمت بست این جهانت چو عید خوش افتاد وان و عید خدا نداری یاد بشنو از وحی حق چه گوید راز از جناب وحید و بی انباز