براہین احمدیہ حصہ چہارم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 368 of 849

براہین احمدیہ حصہ چہارم — Page 368

روحانی خزائن جلد 1 ۳۶۶ براہین احمدیہ حصہ چہارم ۳۱۴ میں پرورش کرو یا انگلینڈ کے جزیرہ میں چھوڑ دو۔ خواہ تم اس کو بقیه حاشیه نمبراا سہو کن را ثنا کنی هیهات آن چه لغزد بهر قدم صد بار این سراب است سوئے آن مشتاب کشتی تو شکسته است و خراب ناز کم کن برین چنین کشتی نرسی تا یقین ز راه قیاس گر ز فکر و نظر گداز شوی این چه سهو و خطا کنی هیهات چون ز دریا رساندت بکنار می نماید ز دور چشمه آب باز افتاده تگ گرداب کم خرام اے دنی بدین زشتی همه بر ظن و وهم هست اساس این نه ممکن که اهل راز شوی در گر دو صد جان تو ز تن برود ایں نہ ممکن که شک وظن برود کے شوی مست جز بجام خدا بسته از شب تار جہل کس نرسید بست داروئے دل کلام خدا هست بر غیر راه آن بسته تا نشد مشعلی از غیب پدید باید اینجا ز کبر ها دوری این چه غفلت که خوش بدین کیشی رو طلب کن وصال یار ز یار تا نه گردد نگون سرت به نیاز ہمہ ابواب آسمان تو بعقل و تا نریزد ترا همه پر و بال ناتوانی سرت قوت اینجا پرده نیست بر رخ دلدار هر که را دولت ازل شد یار آن در آمد به حضرت پیچون حق شناسی ز خود روی ناید از خودی حال خود خراب مکن قیاس مغروری و از خدا هیچ گه نیندیشی تکیه بر زور خود مکن زنهار پرده از نفس تو نه گردد باز اندر اینجا پریدن است محال این چنین قوتی بیار و بیا تو از خود پرده خودی بردار کار او شد تدلل اندر کار که شد از تنگنائی کبر برون خود روی خود روی بیفزاید شب پری کار آفتاب مکن