براہین احمدیہ حصہ اوّل

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 178 of 849

براہین احمدیہ حصہ اوّل — Page 178

روحانی خزائن جلد ۱ ۱۷۶ براہین احمدیہ حصہ سوم ۱۶۵ اپنی کلام کی مثل پیش کرنے سے عاجز اور قاصر ٹھہر اوے اور سخت سخت لفظوں کے ایمان بقیه حاشیه نمبراا تو ز استکبار سر بر آسمان پا زده بیرون ز راه بندگان تا نگردد عجز در نفست عیان نور حقانی جہاں تابد بر آن تا نمیرد دانہ اندر زمین کے ز یک صد میشود تو خود به بین نیست شو تا بر تو فیضانی رسد جان بیفشان تا دگر جانی رسد لائق فیضان آن رہبر نہ تا تو زار و عاجز و مضطر نه چیست ایمان وحده پنداشتن کار حق را با خدا بگذاشتن چون از آموزش خرد را یافتی پس از تعلیمش چرا سر تافتی اندرون خویش را روشن مدان آنچه می تابد بتابد ز آسمان کور هست آن دیده کش این نور نیست گور هست آن سینه کز شک دور نیست صالحین و صادقین و اتقیا جمله ره دیدند از وحی خدا آن کجا عقلی که از خود داندش فهمد آن شخصی که او فهماندش عقل بے وحیش بتے داری براہ بت پرستی با کنی شام و پگاه پیش چشمت گرشدی این بت عیان از سرشک تو شدی جوئی روان لیک از بد قسمتی چشمت نماند بت پرستی آخرت چون بت نشاند عقل در اسرار حق بس نا رساست آنچه که که می رسد هم از خداست گر خرد پاکیزہ رائے آورد تو به عقل خویش در کبر شدید در قیاسات تہی جانت اسیر نیک دل با نیکوان دارد سرے هست بر اسرار اسرار دگر این چراغ مرده از زور ہوا وحی یزدانی زره آگه کند آن نه از خود ہم ز جائے آورد ما فدائے آنکه او عقل آفرید جان ما قربان علم آن بصیر برگہر تف میزند بد گوہرے تا کجا تازد خر فکر و نظر چون ره باریک بنماید ترا تا بمنزل نور را همره کند