براہین احمدیہ حصہ اوّل

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 177 of 849

براہین احمدیہ حصہ اوّل — Page 177

روحانی خزائن جلد 1 ۱۷۵ براہین احمدیہ حصہ سوم میں ذلت کی خاک بھرنے والے پیدا ہو جاتے ۔ یہ خدا ہی کی شان ہے کہ سارے جہان کو نية قيه حاشیه نمبراا زندگی در مردن و عجز و بکاست هر که افتادست او آخر بخاست هست جام نیستی آب حیات ہر کہ نوشیدست او رست از ممات عاقل آن باشد که جوید یار را الے بہتر از ان عقل و خرد و از تدلل ها بر آرد کار را کت بچاه کبر و نخوت افگند طالب حق باش و بیرون از خود آ خود روی با ترک کن بهر خدا من ندانم این چه ایمان ست و دین دم زدن در جنب رب العالمین تو کجا و آن قادر مطلق کجا تو به کن این ایلی ها کم نما یک دمے گر رشح فیضش کم شود ایں ہمہ خلق و جهان برهم شود پست ہستی لاف استعلا مزن و از گلیم خویش بیرون پا مزن عابد آن باشد که پیشش فانی است عارف آن گو گویدش لاثانی است خویشتن را نیک اندیشیده ای هداك الله چه بد فهمیده این چنین بالا از بالا چون پری یا مگر زان ذات پیچون منکری کاخ دنیا را چه دیدستی بنا کت خوش افتادست این فانی سرا دل چرا عاقل به بندد اندر این ناگهان باید شدن بیرون ازین بس ہمیں باشد نشان اشقیا به از پی دنیا بریدن از خدا چون شود بخشائش حق بر کسے دل نمی ماند دنیائش بسے ہوش کن کین جائگہ جائے فناست با خدا میباش چون آخر خداست زہر قاتل گر بدست خود خوری من چه سان دانم که تو دانشوری آن گرو ہے بین که از خود فانی اند جان فشان بر گفته ربانی اند فارغ افتاده ز نام و عزّ و جاه دل ز کف و از فرق افتاده کلاه دور تر از خود یار آمیخته آبرو از بهر روئے ریختہ دیدن شان میدهد یاد از خدا صدق ورزان در جناب کبریا به ۱۶۵