انجام آتھم — Page 276
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۴۶) إنا توكلنا على خَلاقِنَا ما بر خدائے خود تو کل کردیم ۲۷۶ مكتوب احمد معطى الجزيل وواهب النعماء که بخشنده نعمت با وعطا کننده است من كان للرحمن كان مكرما لا زال أهل المجد والآلاء ہر کہ خدا را با شد بزرگی مے یا بد همیشه در بزرگی و نعمت ها می ماند إن العدا يؤذونـــــنـى بـخـــباثة يؤذون بالبهتان قَلبَ بَراءِ از روئے بہتان دل بری را می آزارند هم يُذعـرون بـصيحة ونـعُـدّهم في زمر موتى لا من الأحياء دشمنان از راه خباثت مرا ایزا می دهند ایشان می ترسانند و ما ایشان را از گروه مردگان می شماریم نه از زندگان كيف التخوف بعد قرب مشجع بعد قرب دلیر کننده چگونه بترسیم من هذه الأصوات والضوضاء چگونه ازین آواز ها و شور آواز با خوف پیدا شود پلیدی کوشش می کند که تا نور ما بمیراند يسعى الخبيث ليطفئ أنوارنا والشمس لا تخفى من الإخفاء إن المهيمن قد أتم نواله فضلا على فصرتُ من نحلاء و آفتاب از پوشیده کردن پوشیده نمی شود خدا تعالی بر من بخشش خود بکمال رسانیده است از روئے فضل ۔ پس من از بخشندگان شدم نعطى العلوم لدفع متربة الورى طالت أيادينا على الفقراء ما برائے دفع درویشی مردم مال علم می بخشیم دست بخشش ما بر فقیران در از است إن شئت ليست أرضنا ببعيدة اگر تو چیزی بخواهی زمین ما من أرضك المنحوسة الصيداء از زمین منحوس تو دور نیست صعب علیک زمانُ سُؤْلِ محاسب | بر تو آن ساعت بسیا رسخت است که پرسیده خواهی شد إن مت يا خصمى على الشحناء اگر تو بر همین کینہ بمر دی اے دشمن من ما جئت من غير الضرورة عابنا قد جئت مثل المُزن في الرمضاء من بے ضرورت ہمیچو بازی کنندگان نیا مدم من مثل باران آمدم که بر زمین سوخته بیفتند عين جرت لعطاش قومٍ أُضجروا أو ماءُ نَقْع طافح لظماء یا آب بسیا رصافی برائے تشنگان برائے تنگ دلان کہ سخت تشنه بودند چشمه جاری شد قد جئت عند ضرورة ووباء إني بأفضال المهيمن صادق من بفضل خدا تعالیٰ صادقم ثم اللئام يكذبون بخبثهم | با زایمان از خباشت ایشان تکذیب می کنند كلم اللئام أسنّة مذروبة | سخنہائے لئیمان نیزہ ہائے تیز هستند بر وقت ضرورت و و با آمده ام لا يقبلون جوائزی و عطائی و عطا ہائے مرا قبول نمی کنند وصدورهم كالحرة الرَّجُلاءِ وسینہ ہائے اوشان مثل زمین بے نبات خشک افتاده من حارب الصدّيق حارب ربَّهُ ونبيه وطوائف الصلحاء ہر کہ با صدیق جنگ کرد با خدا جنگ کرد و با پیغمبر خدا جنگ کرد و با تمام صلحاء جنگ کرد