انجام آتھم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 220 of 448

انجام آتھم — Page 220

روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۲۰ مكتوب احمد ۲۲۰ نظائرها المشهودة، وتستنبط الأحكام المنتظرة من الأحكام الواردة، و که بظهور پیوستند - چرا که دران هر دو مشابهت در میان است و احکام منتظره را از احکام وارده استنباط می کند کذلک جرت عادة المتوسمين۔ فلما انكشف على عشيرتي بموت أحمد النظير وعادت صاحبان فراست برہمین رفتہ ۔ پس هرگاه بر قبیله من از موت میرزا احمد بیگ نظیرے ظاہر شد و وبدأ المثل الكبير، فخافوا خوفًا كثيرًا مع إكثار البكاء ، ونسوا طريق و طریقه تمسخر و خندیدن مثالی بزرگ پیدا گشت۔ پس بسیار ترسیدند و گر یہ ہا کردند ۔ التمسخر والاستهزاء ، وزُمِّتُ ألسنهم وصاروا كالمبهوتين۔ وتنصلوا را فراموش نمودند۔ و بر زبان شان لگام داده شد و مثل مبهوتان شدند۔ واز لغزش گناه خود من هفوتهم، وتندموا على فوهتهم، وخضعت أعناقهم كالمصابين۔ بیزاری جستند - واز گفته خود پشیمان شدند و گردن شان همچو مصیبت زدگان خمید ۔ وقد علمت أن هذا الإلهام كان لإنذار هذه العشيرة و تو دانسته که این الهام برائے ترسانیدن همین قبیلہ بود۔ وكان الوعيد وشرطه لتلك الفئة، وما كان لختنهم دخل في هذه و این وعید و شرط این وعید برائے ہمین گروه بود و در ین مقدمه داماد او شانرا هیچ دخلی نبود۔ القصة۔ ثم ليس من المعقول أن يُظَنّ أن قلب ختنهم بقى على الجرءة باز این امر هم معقول نیست که دل داماد اوشان بعد مشاهده موت خسر خود بر دلیری سابقه قائم السابقة، مع معاينة موت صهره الذي كان شريكه في نبأ الهلاكة مانده باشد حالانکه آن هر دو شریک یک پیشگوئی بودند۔ بل شهد الشاهدون أنه خاف خوفًا شديدًا بعد هذه الواقعة، وكاد بلکہ گواہان گواهی داده اند که او بعد از واقعه موت خسر خود بغایت درجه ترسید۔ و نزدیک بود أن تزهق نفسه بعد سماع هذه المصيبة، وخشي على نفسه، و که جان او بعد از شنیدن این حادثه برآید و بر جان خود بترسید