انجام آتھم — Page 219
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۱۹ مكتوب احمد موت المائت وخوف نفس الختن في أنواع الاضطراب۔ ولما بلغ ۲۱۹ رسیده بود و اوشان را موت احمد بیگ و بعد زان اندیشه موت داماد خود در گوناگون بیقراری ها انداخت و چون نساء هـم نـعــى مـوت أحـمـد، وكـن مـن قبـل كــرجـل أكفر وأكد، عططن زنان اقارب احمد بیگ را خبر موت احمد بیگ رسید و قبل از ان مثل شخصی بودند که سخت منکر و نا شکرگزار باشد - گریبان جيوبهن، وأسلن غروبهن، وصككن خدودهن، وتذكرن عنودهن و خود را دریدند ۔ واشکہائے خود ریختند و رخسار ہائے خود را مجروح کردند و گمراهی خود را یاد کردند و اندوه با هاجت البلابل وانقض عليهن مـن الــمــصــائـب الوابل، واهتزت الأرض | در دلها جوشیدند و از مصیبت با باران عظیم برایشان فرو افتاد و زمین زیر قدمہائے ایشان تحت أقدامهن، ثم تمثل موتُ الخَتَن في أوهامهن، وطفقن يقلن و بلرزید باز موت داماد در و ہم ہائے ایشان مستمثل شد ۔ و شروع کردند که میگفتند بحالتیکه الدموع تجرى من العيون : هذا ما وعد الرحمن وصدق المرسلون۔ اشک از چشمها روان بود که این همان وعده است که خدا تعالی کرده بود و فرستاده خدا راستگو برآمد فالحاصل أن هؤلاء أو جسوا في أنفسهم خيفة، وظنوا أن پس حاصل کلام این است که این مردم در دل خود خوف را بطور پنهان نشانیدند و گمان کردند که ختنهم سيموت كما مات صهره عقوبةً، فإنهما كانا غرضين مقصودين في داماد اوشان نیز خواهد مرد چنانکه خسر او بمرد۔ چرا که آن هر دو نشانه الهام واحد بودند ۔ إلهام واحد، وكان موت أحدهما للآخر كشاهد، ومن المقتضى الفطرة و موت یکی از ایشان برائے موت دیگرے بطور گواہ بود و این تقاضائے فطرت انسانی است الإنسانية أنها تقيس بالأحوال الموجودة للأشياء على أحوال أشياء أخرى که آن بر احوال اشیاء موجودہ احوال آن اشیاء را قیاس می کند که بدان اشیاء تضاهيها بنحو من الأنحاء ، فتفهم أن واقعات آتية ليست إلا كمثل | مشابہت می دارند۔ پس می فهمد که واقعات آئندہ بالضرور مثل آن واقعات ظاهر خواهند شد