انجام آتھم — Page 197
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۱۹۷ مكتوب احمد كالمساكين۔ وبكى مرارًا في كل نادٍ رحيب بتذلّل عجيب، فسمع من كان ﴿١٩﴾ ہمچو مسکینان ظاہر شدہ۔ و بار ہا در مجلس ہائے فراخ بتدلل عجیب بگریست ۔ پس ہر کہ درمیان في بهرة الحلقة وحواليها، وفهم أنه خشى قنا الموت وعواليها، وأمضى الأيام حلقه جماعت یا گرد آن بود شنید و فهمید که او از نیزہ ہائے موت و سر آن نیزه ها ترسید و همچو بیقراران روز با گذرانید مگر قوم او شرط الهام مرا فراموش کردند كالمضطرين۔ وأما قومه فنسوا ما كان في إلهامى من قيد الاشتراط، الذي آن شرط که مدار كان فيـه كـالـمـنـاط ، وما فكروا في خوفه الذي بلغ إلى الإفراط، وتعاموا من واز غضب مفہوم الهام بود و در خوف آتھم بینچ فکری نکردند آن خوف که با فراط رسیده بود۔ الغيظ والاحتلاط، وأروا كل خبثهم كالشياطين، وأبدوا نواجد طيش و خشمناک شدن کور گشتند - وہر خباثت خود را همچو شیاطین نمودند۔ و دندان طیش و غضب وغضب، وغيظ ولهب، وكانوا معتدين۔ ظاہر کردند ۔ وخشم و افروختگی نمودند و از حد تجاوز کنندگان بودند ۔ وأخْنَتْ على السفهاء ورفقاؤه الجهلاء ، وقالوا إنا من و مردم سفیه و رفیقان جاہل او برمن به سخت گوئی زبان کشادند و گفتند که ما غالبیم - الغالبين۔ وفهمناهم فما أقلعوا عن الجهلات، وانصلتوا كل الانصلات، وأضرموا و ما ایشان را فهمانیدیم پس از جهالتها باز نه ایستادند و بغایت درجه از حد در گذشتند - و آتش جنگ نار الوغى، والتهبوا كجَمْرِ الغَضى، ومَا أَنْقَروا وما فكروا، بل اضطرموا وتنكروا، افروختند و همچو اخگر درخت غضا افروختند و باز نه ایستادند و نه فکر کردند بلکه بیفروختند و خصومت وأبرزوا عربدة واعتداءً ، وافتروا أشياء ، وتمايلوا على سب واستجراح و جنگ و زیادتی را ظاہر کردند و بهتانها بستند و بر دشنام دہی وعیب گیری و استهزاء مائل شدند