انجام آتھم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 190 of 448

انجام آتھم — Page 190

روحانی خزائن جلد ۱۱ ۱۹۰ مكتوب احمد ١٩٠ ومن دلف إليه كالمفتشين، وجده كالمجانين، وخابطًا كالمصابين، ورأى و ہر کہ مثل تفتیش کنندگان پیش اورفت اور امثل دیوانگان یافت و دست و پازننده مثل مجنونان مشاهده کرد۔ أنه يمضي الأيام كيوم حامي الوديقة، ويصيح كضال من الطريقة، ويُرجى و او را دید که او روز ہائے خود مثل روز یکه بسیار گرم باشد می گذارد و هیچو کسیکه از راه دور می افتد و فریاد ها الأوقات بهموم وأفكار ، كأنّ التلف استشفه بآثار ۔ ومن انتهى من أحبابه | می کند ووقتہائے خودرا در فکر و غم میگذارد۔ گویا ہلاکت اورا به نشانها نوشیده است و هر که بصحن خانه او رسید إلى فنائه، وتصدّى لاستنشاء أنبائه، وجده كمختل الحواس، بادى الإيجاس و برائے دریافت خبر ہائے او قدم خود پیش انداخت اور امثل بدحواس و صریح خوف زدہ دید ۔ و او را در شادمانی و ما رآه في فرح، بل في غم وترح۔ ثم إذا انسلخت أشهر الميعاد، وظن أنه نجا، أخفى سر خوفه ندید بلکه در غم واندوه یافت - باز چون ماہ ہائے میعاد در گذشتند و گمان کرد که نجات یافته است۔ راز ترسیدن وما أبدى، ولكنه ما استطاع أن يخفى قرائن إيجاسه، فنحت تأويلات بتعليم خناسه خود را پوشیده کرد و ظاهر نکرد مگر این نتوانست که قرائن ترسیدن را پوشیده کند ۔ پس به تعلیم شیطان خود تا ویل ها وقال لا شك أنى أنفدت أيام الميعاد بالخوف والارتعاد، ولكني ما خفت نبأ تراشید و گفت در ین شک نیست که من در ایام پیشگوئی می ترسیدم - لیکن من از پیشگوئی نترسیده ام - بلکه از ان الإلهام، بل خفت أعداءً صالوا على كالضرغام، فإنهم أغروا على في مقامي الأول دشمنان ترسیدم که برمن چون شیر حمله کردند ۔ چرا که اوشان در مقام اول من برمن مارے تعلیم یافته حيّةً مُعلَّمةً من أنواع الحيل ورأيتها كالصائلين۔ ففررت على خوف منها إلى البلدة بر انگیختند - و آن مار را چون حمله کنندگان دیدم - پس از ان خوف بسوئے شہرے دیگر گریختم ۔ الثانية، لَعَلَّى أُعصم من هذه الزبانية، ولكن ما تُركتُ فيه كالمؤمنين، بل صال على تا که من از ان سرهنگان عذاب نجات یابم - لیکن در آن شهر نیز ہم ہمچو امن یابان گذاشته نشدم بلکه در آنجا