انجام آتھم — Page 153
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۱۵۳ مكتوب احمد وَيَقُولُون ما لا يفعلون۔ وإذا جُعِلوا حَكَمًا فلا يُقسطون، ويُحبّون أن يُحمدوا بما لا يعملوا (۱۵۳) فاسدتر است مردم را برائے نیکوئی میفرمایند و خویشتن را فراموش میکنند و مردم را میگویند که این کنید و آن کنید وإذا صلوا فصلوا مرائين۔ ويغتابون في المساجد ويأكلون لحم إخوانهم المسلمين، إِلَّا و خود نمی کنند و چون حاکم مقرر کرده شوند - پس طریق انصاف نگه نمی دارند و میخواهند که بدان خوبیها تعریف کرده قليل من الخاشعين۔ شوند که در ایشان یافته نمی شود و چون نماز می خوانند پس بریا کاری نماز میخوانند و در مساجد غیبت مسلمانان میکنند وأما لفظ التوفي الذي يُفتشونه في اللسان العربية، فاعلم أنه لا يُستعمل حقيقةً و گوشت برادران مومن میخورند - اما لفظ توفی که تفتیش آن در زبان عربی می کنند۔ پس بدان که این لفظ بطور حقیقت إلا للإماتة في هذه اللهجة، سيّما إذا كان فاعله الله والمفعولُ رَجُلًا أو مِنَ النسوة، صرف بمعنی میرا نیدن استعمال می یابد بالخصوص چون فاعل او خدا و مفعول انسان از مردان یا زنان باشد فلا يأتي إلا بمعنى قبض الروح والإماتة وما ترى خلاف ذالك في كتب اللغة والأدبية۔ و پس در این صورت هرگز بجز معنی قبض روح و میرانیدن بمعنی دیگر نمی آید و در کتب لغت و ادب هرگز مخالف من فتش لغات العرب، وأنضى إليها ركاب الطلب، لن يجد هذا اللفظ في مثل هذه این نخواهید یافت و هر که تفتیش لغات عرب کند و شتران جستجو برائے آن لاغر گرداند او هرگز این لفظ را در مثل این المقامات إلا بمعنى الإماتة والإهلاك من الله ربّ الكائنات۔ وقد ذُكر هذا اللفظ مرارًا في القرآن، مقامات بجز معنی میرانیدن نخواهد یافت و این لفظ بارها در قرآن شریف ذکر کرده شده است و ووضعه الله في مواضع الإماتة وأقامه مقامها في البيان۔ وَالسِّرُّ في ذلك أن لفظ التوفى يقتضى خدا تعالی این لفظ را در مقام میرا نیدن استعمال کرده است۔ و قائم مقام لفظ امانت گردانیده و آنرا ترک وجود شيء بعد الممات، فهذا رد على الذين لا يعتقدون ببقاء الأرواح بعد الوفاة، فإن لفظ | کردن و این را اختیار کردن برائی این حکمت است که لفظ تو فی بعد میرانیدن وجودی را میخواهد که باقی ماند و درین