آئینہ کمالاتِ اسلام — Page 538
روحانی خزائن جلد ۵ ۵۳۸ آئینہ کمالات اسلام ۵۳۸ مأمول۔ إني أرى المسلمين قد مسهم البؤس والافتقار و ما بقى في بيوت ذرية الامراء الا اللبن والأحجار سقطت العمائم عن الرؤوس، و ما بقى لـلـرهـن غيــر الاباريق والكئوس۔ كانوا في وقت ذوى حواش و غواش و متاع و قماش واليوم لا ارى حفدتهم الا جوارحهم و أراهم من تقلب الايام كالسكارى وما هم بسكارى، ولكن غشيهم من الغم ما يغشى الناس عند ازدياد الاعتياص و انسداد طرق المناص۔ و اني أرى أنك كريمة جليلة و مثلك لا يوجد في الملوك۔ و قد وهبك الله حزامةً وانبعانا ۔ تواسين رعاياك بالتعب الشديد و لا تطيعين راحة الا حثاثا، و تستغرقين اوقاتك في تفقد الرعايا و فكر مصالحهم و تختارين النصب لعل الخلق يستريحون و ظنی انک قد قلت لنائبيك في الهند ان يفضلوا شرفاء المسلمين على غيرهم، و ينظروا اليهم باعزاز خاص ترجمہ : نجات سراسیمه وار دست و پا گم کرده اند و می بینم در ذات تو کرم و رحم را سرشته اند و هرگز نظیر تو در پادشاهان موجود نمی باشد از حزم و بیداری حظے کامل تر ا بخشیده اند مواسات و مدارات رعایا را بر آرام جان اختیار و از حظ نفس قدرے قلیلے بہرہ میگیری و بجهت اینکه رعیت با خواب امن و راحت بخسپند هر قدر رنج و زحمت ممکن باشد جان خود را میدهی - در تفقد حال بیچارگان و فکر مصالح نا تو ان اوقات عزیزت را مصروف میداری ۔ ویقین من است که از پیشگاهت این نواب و عمال را که زمام اختیار امور هندوستان در دست دارند تا کید بلیغی رفته که بہر حال مسلمانان را بمزیت خاص و فضیلت با اختصاص بر دیگران شرف و امتیاز به بخشند ولی این نواب زاغ را با عقاب