مکتوبات احمد (جلد پنجم)

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 482 of 563

مکتوبات احمد (جلد پنجم) — Page 482

مکتوبات احمد ۴۸۲ جلد پنجم اے بے خبر مرو ز ره راستی بروں واقعہ دل یہ ہیں کہ چہ تحریر کردہ اند نامل در آئینہ دل کنی صفائی بتدریج حاصل کنی وقتیکہ اوجلوه خواهد داد آن کیست کہ انکار او خواهد کرد و در فطرت اولین همه کس را جلوه داد همه کس اقرار الومیتش کردند و کلامش شنیدند و آن در دلها نشست و قرارگاه دلها شد از بینجاست که هرگاه انسان اراده حقیقی دل خود دریا بد می داند که تا وقتیکہ اقرار آن واحد لطیف نکند گنہ گار است لیکن چونکہ عقل را بطور خود وا نگذاشته اند بلکه وهم و خیال دنبال آن گرفته و از ادراک اکثر امور عاجز و معطل مانده عقل بمنزله بصارت بود اما در تاریکی وہم و خیال گرفتار خدائی کریم از نہایت رحمت خود آفتاب کلام خود فرستاد و باید دانست که عقل را برائی دانستن وحدت خدا اور استی کلام او حاجت چیزی نیست از بینجاست که بر غافلان جزیره نشیناں کہ ندائے رسالتِ نبوی تا گوش اوشاں نرسیدہ تکلیف ایمان این قدر هست که خدا را واحد دانسته باشند و اگر بت پرستی خواهند کرد معذب بعذاب الہی خواهند شد گو کہ ندائے رسالت نبوی تا گوش اوشاں نرسیده باشد اکنون شکر این نعمت عظمی بر مالازم است که ما از یا حق غافل شده بودیم و بایں تمثیل رسیده بودیم که دوستی را دوستے گفت که بفلاں شب و در فلاں محفل نزد من حاضر باشی اینک برائے یا داشت دامنت را گره میدهم پس آں دوست را هر وقت گرہ دامن یاد دہانید و او اگر چه دراں محفل رسید مگر از باعث تیرگی شب در تلاش دوست ضبط مے نمود آخر کار دوست او بروے رحم کردہ برائے او شمع فرستاد پس او بر ہبری شمع بکمال آسانی تا در دوست رسید پس شکر کردن این نعمت عظمی را که خدائے کریم و رحیم بر ما بندگان ارزانی فرمود عبادت می نامند و نعمت این است که اول ما را از عرصه عدم بوجود آورده بعده خود را بر ما جلوه داداه اقرار وحدت خود در دل ما نشان کرد و کلام خود تا گوش ما رسانید باز آفتاب کلام خود بر ما فرستاد اما جواب این امر کہ ذات کامل الصفات را با ستایش مخلوق چه افتخار این است که حق تعالیٰ محبت کمال ذات و صفات خود تقاضا میفرماید که هر که خالی از نقصان نباشد برائے او تذلیل کند بخو یکہ فواید آں با فریده باز گردد و موجب بقاء انواع مخلوقات شود پس عبادت چنانچہ حکمت کل را مقتضا است همچناں متقضائی صورت نوعی انسان است و طریق خدا پرستی بتمامه در سورة فاتحه بیان شده از ہمیں سبب است که در هر رکعت نماز خواندن آن واجب گردیده و ترک آن مبطل صلوٰۃ آمده اکنوں معنے آں سورۃ