مکتوبات احمد (جلد پنجم)

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 416 of 563

مکتوبات احمد (جلد پنجم) — Page 416

مکتوبات احمد ۴۱۶ جلد پنجم باشید و وقت عزیمت حج مرا نوشتند که مرا حسر تهاست که من زمان شما را بسیار کمتر یافتم و عمر ے گرد این و آن بر باد رفت و فرزندان و همه مردان و زنان که اعزه شان بودند بوصیت شان عمل کردند و خود را در سلک بیعت این عاجز کشیدند چنانچه از روزگاری در از فرزندان آن بزرگ سکونت لدھیانه را ترک کرده اند و مع عیال خود نز دمن در قادیان می مانند۔ و شیخ دیگر پیر صاحب العلم است که برائے من خواب دیدند و در باره من از آنحضرت صلی اللہ علیہ وسلم در مجلسے عظیم شهادت دادند و سوئے من آن مکتوبی نوشتند که در ضمیمه انجام آنهم از نظر آن مکرم گذشته باشد ۔ اما هنوز جماعت این عاجز بدان تعداد نه رسیده که بر من از خدائے من عدد آن مکشوف گردیده بود میدانم که تا اکنون جماعت من از هشت ہزار دو سه کم یا زیاده خواهد بود ۔ اے مخدوم و مکرم این سلسلہ سلسلۂ خداست و بنائی است از دست قادرے کہ ہمیشہ کا رہائے عجائب می نماید او از کارو بار خود پرسیده نمی شود که چرا چنین کر دی ۔ مالک است هر چه خواهد مے کند از خوف او آسمان و زمین می جنبند و از هیت او ملائک می لرزند و مرا او در الهام خود آدم نام نهاده و گفت أَرَدْتُ أَنْ اسْتَخْلِفَ فَخَلَقْتُ ادم چرا که میدانست که من نیز مورد اعتراض اتجعل فيها من يفسد فيها خواهم گردید پس هر که مرا می پذیرد فرشته است نه انسان و هر که سر می پیچد ابلیس است نه آدمی این قول خدا گفته نه من - فطوبى للذين احبوني وما عادوني و صافوني وما اذونى و قبلونى وما ردّونى أولئك عليهم صلوات الله وأولئك هم المهتدون - آنچه و نچه آن آن مخدوم نقل مضمون جلسه مذاہب طلب کرده بودند پس سبب توقف این شد که من منتظر بودم که جز وی از مضمون مطبوع نزدم رسد تا بخدمت بفریستم چنانچه امروز یک حصه ازاں رسید که بخدمت روانه ن میکنم و هم چنیں آیندہ نیز بطور یکہ وقتاً فوقتاً می رسد انشاء انشاء ال اللہ تعالیٰ بخدمت روا نہ خواہم کر دو قبولیت این مضمون ازیں ظاہر است کہ اخبار ہائے سرکاری کہ بہر خبرے سروکارے ندارند و صرف آل اخبار را نویسند که عظمتی داشته باشند تعریف آن مضمون بخوئے کرده اند که تا حد اعجاز رسانیده اند چنانچه سول ملٹری می نویسد که چون این مضمون خوانده شد بر همه مردم عالم محویت طاری بود و بالاتفاق نوشتند که بر ہمہ مضامین ہمیں غالب آمد بلکہ