مکتوبات احمد (جلد پنجم)

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 415 of 563

مکتوبات احمد (جلد پنجم) — Page 415

مکتوبات احمد بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۴۱۵ مکتوب نمبر ۲ جواب جلد نَحْمَدُهُ وَنُصَلِّي عَلَى رَسُولِهِ الْكَرِيمِ بخدمت حضرت مخدوم و مكرم الشيخ الجليل الشريف السعيد حبي في الله غلام فريد صاحب كان الله معه و رضى عنه و ارضاه ۔ السلام علیکم ورحمۃ اللہ و برکاتہ اما بعد نامه نامی و صحیفه گرامی افتخار نزول فرموده باعث گونان گون مسرت ہا گردید و بمقتضائے أَنْ تُفَئِدُونِ از چندیں ہزار علماء و صلحا ہوئے آیہ کریمہ إِنِّي لَاَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلَا اَنْتُ آشنائی از کلمات طیبات آن مخدوم بشمیدم شکر خدا که این سرز مین از ان مردان حق خالی نیست که در اظهار کلمۃ الحق از لوم پیچ لائے نمی ترسند ۔ ونورے دارند از جناب احدیت و فراستے دارند از حضرت عزت پس فطرت صحیحہ مطہرہ ایشاں سوئے حق ایشان را می کشد و در احقاق حق روح القدس تائید شان میفرماید فالحمد لله ثم الحمد لله که مصداق این امور آن مخدوم را یافتیم ۔اے برادر مکرم رجوع مشائخ وقت سوئے این عاجز بسیار کم است و فتنه ها از هر سو پیدا۔ پیش زین حبی فی اللہ حاجی منشی احمد جان صاحب لدھیانوی که مؤلف کتاب طب روحانی نیز بودند بکمال محبت و اخلاص بدیں عاجز ارادتے پیدا کردند و بعض مریدان نا اہل در ایشان چیز ہا گفتند که بدیں مشیخت و شہرت کجا افتاد چون اوشان را از آن کلمات اطلاعی شد معتقدان خود را در مجلسی جمع کردند و گفتند که حقیقت اینست که ما چیزی دیدیم که شما نمی بینید پس اگر از من قطع تعلق میخواهید بسیار خوب است مرا خود پروائی این تعلق ہا نمانده از این سخن شان بعض مریدان اهل دل بگریستند و اخلاصے پیدا کردند که پیش زاں نیز نمی داشتند و مرا وقت ملاقات گفتند که عجب کاریست که مرا افتاده که من قصد مصمم کرده بودم کہ اگر مرا می گذارند من ایشانرا گذارم لیکن امر بر عکس آن پدید آمده و قسم خوردند که اکنوں بان خدمتها پیش می آیند که قبل زین از ان نشانی نبود این بزرگ مرحوم چون بعد از مراجعت حج وفات کردند اعزه و وابستگان خود را بار بار همین نصیحت نمودند که بدین عاجز تعلق ہائے ارادت داشته ا يوسف: ۹۵