مجموعہ اشتہارات (جلد 1) — Page 350
مجموعه اشتہارات ۳۵۰ جلد اول اشعار یہ ہیں موجب کفر است تکفیر تو اے کان کرم و این مواہیر و فتاوی رهزن راه ارم آرزو دارم که جان و مال قربانت کنم این تمنایم برآرد کارساز قادرم چون بتابم رو ز تو حاشا و کلا این گجا من فدائے روئے تو ای رہبر دین پرورم دین مرده را بقالب جان درآمد از دمت چون ازین انفاس اعراضی کنم ای مهترم من کجا و این طور بد عهدی و بیراهی کجا خادم تا زنده هستم و از دل و جان چاکرم حمله با کردند این غولان راه حق به من راه از دندی گر نبودی لطف یزدان رهبرم ایں یہودی سیرتان قدر ترا نه شناختند چوں نبی ناصری نفرین شنیدی لا جرم ہر کہ تکفیرت کند کافر همان ساعت شود حق نگهدارد مرا زین زمره نا محترم بر من اعمی به بخش ای حضرت مہر منیر گر خطا دیدی ازاں بگذر که من مستغفرم تا روانم هست در تن از دل و جانم غلام لطف فرما کر تذلل بر در تو حاضرم نور ماه دینِ احمد بر وجودت شد تمام آمدی در چاردہ اے بدر تام و انورم حسب تبشیر نبي بر وقت خود کردی ظہور السلام ای رحمت ذات جلیل و اکبرم مشکلات دین حق بر دست تو آسان شدند می کنی تجدید دین از فضل رب ذوالکرم از ره منت درونم را مسلمان کرده گر نباشم جان شمار آستانت کا فرم راقم خاکسار مولوی حافظ عظیم بخش پٹیالوی - ۲۴ مئی ۱۸۹۲ء ( منقول از رساله نشان آسمانی بار اول مطبوعہ ریاض ہند پر لیس امرتسر صفحہ ۴۲ تا ۴۴) (روحانی خزائن جلد ۴ صفحه ۴۰۲ تا ۴۰۵)