دُرّ مکنون — Page 80
بر کریمیان گمان بد کردن بست خود را بر نه دو کردن از پئے ہر عمل اثر باشد داند آنها که با خبر باشد همه افعال را مراقب باش کار خود گیر جستجو و تلاش عکس افتد بدل ہر کاری داند آن را که بست بیداری گریکی مخش بر زبان آید سهدران دهم اثر بدل زاید قدر را نزد ما نہ قدر سے بہت لیک از لیستی است سخن شده است در بیان آنکه پروردگار تعالیے حسب مراتب وعد ہائے نعمت فرموده است۔ چه در اینجا نعمت ہائے خورد و کلان موجود اند - تكلم الناس على قدر عقولهم از بیجا اعتراض کفره فجره بان حور قصور هشت رفع دفع شده لعنة الله على الكافرين الملعوني في الله له چون بکودک فتند سر و کارت مثل کودک بیار گفتارت ہ برائے تو مرغکے جرم زود از مکتبت بباغ برم رو مکتب که من برم تو زود جوز و خر ما بیارم وفا بود نیز از بهر تو انارکلان میروم تا با ورم زدگان ہر کہ مشغو لئے ورون دارد غفلت از شورش برون دارد در ہزار آتشی شدن خوشتر لیک تلخ است فرقت دلبر آنچه در اندرون ما بود گر بگویم ابله خبر راشد او ازین هم گذشته است فراز مستمع گر بود بگویم با زه سنگ باشد بت تراشیدہ بے دل و بے زبان جو بے دیدہ ۱۳ این بس آمد خوششی درین بیمار ده که نامت ظفر بود هر بار -