دُرّ مکنون

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 189 of 203

دُرّ مکنون — Page 189

۱۸۹ ره راستی آورد در سال ازین اعتبار است افتد نقال مظالم کنار بر اصحاب کبار گر از کفر و الحاد آیند باز - زجنگ شمایان شوم بے نیاز وزان پس همه دوستان من اند زرینج و بلا در امان من اند سرکین نخست آمد است از یزید که شبیر را بے گناہ سر برید سرکین زکفار آمد نخست که هر یک به مومنا نر انجبت بیا کان زخبت اندر آویختند بساتن گشتند و خون ریختند چو دید آن خدا اینچنین داوری بجنبید شمش بکین آوری نخستین بیتی ہم اسلام بود نه ترسانه هندونه گیر و یهود در دلیل قیامت ود را آزمودی به صنع نخست چنین خلق ثانی نماید درست نامه پیغمبر خدا به شاه ایران دگر تافتی سرازین حکم عام سر تخت ایران نه بینی مدا مدام ز ہجرت مرا جان سوز و ہے مرا ہجر چون تیر دو زو ہے زمہر آوری مهر آید بجوش برو تا توانی درین راه گوش راه کسی را دل از آهن سنگ نیست اگر چه همه دل بیک رنگ نیست dre