دُرّ مکنون — Page 117
1 116 بادشان داد از حقایق را ز صد در فیض به اکتشاد فراز حال عرب قبل از بعثت پی غیر خداصلا الله هم دل نہادہ بچیز ٹائے نثرند غافل از روئے آنکہ بے مانند هر یکی شد ز فیض برخورد زد قدم بر حقایق اسرار هر یک از وے بفضل ربانی شد قوی در قوائے روحانی ہر چه کرد از برائے بیجوان کرد نفس خود از میانه بیرون کرد نعت پیغمبر خدا صلی اللہ علیہ وسلم الله الله چه ریخت از انوار است رشح و گر دوران گفتار با چنان سیرت گنج و دل تنگ بنگر آخر چسپان بدل شد رنگ در دور دوری از ان رسول امین مظهر حق شدند و پشته دین از در و نہائے عاصیان برام زنگ دیرینه را ز دود و تمام تافت، از محبتش الفضل مجید بر دل شان سرائر توحید گنج اسرار را نشان در داد مردگان را اصلاے جان دوام داد پیش از وقوع خوب تمام صد خبر از حوادث ایام همه بر وقت های خود شد راست نے فزون شد ز گفت آوند کاری ذکر کفار که ایشان رابی معجزه بوده قرآن مجید گفته شد