The Shining Lamp

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 188 of 284

The Shining Lamp — Page 188

188 را کور کردست این خیال عَالمی ضالل چاه در افگند سرنگون سوی آبی تشنه را باید شتافت هرکهجستازصدقدلآخربیافت جوید کوی یار آن خردمندی که یار روی ِ بهر ز ریزد آبرو بربایدش هوا تا گردد خاک گم شود تا کس رهی بنمایدش عنایات خدا کار است خام بی پخته داند این سخن را والسالم این همه که از خامه این عاجز بیرون آمد از حال است نه از قال به آن اکنون کوشیدن. تکلفات از نه است جوشیدن از و دل ِ شما در خدا ماست دل در آنچه کنم تصدیع تخفیف که مولوی اخویم مکرمی از دهد. راه دل به را دل و کند الهام جمالی الحق سراج محمد صاحبزاده و الدین نور حکیم اکثر مکرم آن خیر ذکر به صاحب مولوی علیکم. السالم صحبتی اندک در اوشان که عجب مانند. می ّلسان ُ ال رطب مکرم چند بار این خارق امر ازان دلی محبت و اخالص به آن خواندن برای شریف درود یک مرا که اند کرده ذکر مخدوم الله صلی نبوی حضرت زیارت ازین که فرمودند ارشاد علیه و سلم خواهد شد چنانچه همان شب مشرف به زیارت غالم احمد از قادیان. شدم. والسالم. الراقم خاکسار غالم احمد