دُرّ مکنون

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 76 of 203

دُرّ مکنون — Page 76

تفصیل چاپ گوہر اسمانی بخور شد ا چار گوہر باد خالق پاک چون عناصر دار قالب ناک دو منفس خود اند انسان را ت کند شکر فضل یزدان را آن دو دیگر ز آسمان شناس بر تر از دخل عقل و فکر و قیاس گرازین چار گوہر سے نبود در بشر پیچ جو اسے نبود لوسر ذات را اثر نبود آسمانی گہر اگر نبود یک تنہ عالمی زند آن مرد که برآورد اول از خود گرد کم دہندت که تا مسانی کم غم وسندت که تا رسی از عظم ائے مسلمان ز کفر و فسق گریز بول شیطان سجام آب میریز بان تو این کف به اندانی خود جان ازین کارزار نتوان برد منزل راه دین نه آسان است بیشه بیست و شیر بنیان است خود گواه بیست بر توسینه تو که ملاک تو شد زکینه تو بر دیده دارد کسے کہ او بیند زین نکو تر علامتی نبود گرچه این دیده از خدا باشد لیکن آثاره بر ملا باشد مرد آید برون بوقت نبرد مشک اکس نان تواند کرد کس ز فرمان او چگون گردد کرده مالک است چون گرد و آنچه حکم موند است و خطاب چون شود قصته و فسانه خواب آسمان و زمین از و فرزند بیچنان بارگه ادب ورزند را حکم او نافذ است در جبه توث مرگه سر پید ا ز شریعیت و دین تا قیامت برو بود نفرین۔۔۔۔۔۔