دُرّ مکنون

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 157 of 203

دُرّ مکنون — Page 157

۱۵۰ نہ زنش نے پدر نہ مادر او نے برادر نہ پور و دختر او دو جهان جلو گاو قدرت او کثرت شان گواه داده او در قیامت که کار خواهد بود همه را ر و بسیار خواهد بود گرازین برتر آوریم بیان نیست بر وفق فهم هم نفسان مهم هر چه آید بفهم و عقل و قیاس ذات او بر تر است نان سوال وقد دور بنیان بارگاه الست غیر زمین سے نبرده اند که هست بفن و حیلہ سوئے اور سے جز بلطفش بکوئے اونر سے هر چه نقش وجود یافت از دست همه مخلوق دست قدرت اوست آه و فریاد و جزع و فرع و فغان بہت عادات کودکان زیان و کار مردان تحمل است و سکون اگر چه دل گرد و از حوادث خون هر که خویش و عزیز دیار بود بر جدائی نال کار بود الله الله چه پاک دین تا این منظر شهر یقین است این اہل اسلام پاک دینیان اند اور زمین و زمان اینان اند سر کرا اینچنین صفات بود چشم او چشمه حیات بود جزا زین در پناه دیگر نیست جز ازاین راه راه دیگر نیست اسے تو ما را و مردم دیده از همه مردمان پسندیده مارا هر که آمد ودرین ریاض لقین یافت از صد شک گمان ب سنگین گمان شد فراغت زشرک ناپاکی تافت بر سینه نور اضلا کی هر که آمد براه نیزدان مرد متعاقب بدور له غم و درد طلاح اسلام هم ترك جريغ