The Shining Lamp

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 175 of 284

The Shining Lamp — Page 175

Correspondence with h a d rat Khaw a jah Ghul a m Far i d 175 من حق در تری دشمن خدا از صورت درین است، دجلی و جماعت و برکند خواهد بیخ از مرا جلدتر و نیست کسی به هرگز را مفتری او آنکه زیرا ساخت خواهد متفرق مرا گزارد لیکن اگر من ازو و از طرف او هستم حالت امن نمی ندارم خود بار و درکار خیانتی هیچ و آمدم او حکم به و که کرد خواهد من تائید زانسان او که نیست شک پس لعنت از و است رفته او سنت صادقان تائید در قدیم از ببارد آسمان از که ست آن لعنت ترسم نمی مردم این امریست خلق لعنت پس نیست لعنت آسمان از چون و برای لیکن نمانده محفوظ ازان راستبازی هیچ که سهل کنم که محض از سعادت آن مخدوم به حضرت عزت دعا می عزیز ای پس اند کرده عاجز این ّ مخالفان ذب خود فطرت ر الجزاء و ي ّ خ ہّٰلل جزاك ا ر الجزاء و ي ّ خ ہّٰلل جزاك ا خدا با تو باشد و عاقبت تو محمود باد نما کنت و ادخلك هللا فی عبَاده ي ا و َ العُقْبٰی و کان معك ا ي ك َ فی الدُّن ي َ اَحسَن َ اِل نما کنت و ادخلك هللا فی عبَاده ي ا و َ العُقْبٰی و کان معك ا ي ك َ فی الدُّن ي َ اَحسَن َ اِل ن. ي ن. آم ي ِ المَحبُوب ن. ي ن. آم ي ِ المَحبُوب مثنوی مثنوی فریدوقت در صدق و صفا ای فرید با تو باد آن رو که نام او خدا ازل یار رحمت بارد تو بر ازل دلدار نور تابد تو در خصال ستایخوش ازتوجانمنخوش الرجال قحط درین مردی دیدمت درحقیقت مردم معنی کم اند گو همه از روی صورت مردم اند ای مرا روی محبت سوی تو بوی انس آمد مرا از کوی تو