The Shining Lamp — Page 181
181 CORRESPONDENCE WITH HADRAT KHAWAJAH GHULAM FARĪD اتباع نفس اعراض از خدا بس همین باشد نشان اشقیا هر که زینسان خبث در جانش بود کافرم گر بوی ایمانش بود من برین مردم بخواندم آن کتاب كان منزه اوفتاد از ارتیاب هم خبرها پیش کردم زان رسول کو صدوق از فضل حق پاک از فضول لیکن اینان را به حق روی نبود پیش گرگی گریه ی میشی چه سود کافرم گفتند و روها تافتند آن یقین گویا دلم بشگافتند اندرینان خوب گفت آن شاه دین کافران دل برون چون مومنین بر زبان قرآن مگر در سینه ها حب دنیا هست و کبر و کینه ها دانش دین نیز لاف است و گزاف پشت بنمودند وقت هر مصاف جاهلانی غافل از تازی زبان هم ز قرآن هم ز اسرار نهان کبرشان چون تاکمال خود رسید غیرت حق پرده هایشان درید دشمنان دین چو شمر نابکار دین چو زین العابدین بیمار و زار تن همی لرزد دل و جان نیزهم چون خیانت های ایشان بنگرم مکرها بسیار کردند و کنند تا نظام کارما برهم زنند