مواہب الرحمٰن — Page 326
روحانی خزائن جلد ۱۹ ۳۲۴ مواهب الرحمن بل صاروا قريبًا من ضعفها إلى هذا الأوان، وكانوا إذ ذاك أربعين و بلکہ دو چند آن شدند در این وقت بودند در ان وقت صرف چهل نفرًا إذ خرجنا إلى أهل العدوان ۔ ورد الله عدوى المباهل كل يوم آدمی وقتیکه بیرون آمدیم سوئے دشمنان و خدائے من دشمن مباہلہ کننده را روز بروز ۱۰۵ إلى الخمول والخذلان أهذه من قوى الإنسان؟ فالآن يا إخواني در خمول و خذلان افگند آیا این از قوت ہائے انسان است ۔ پس اکنون اے برادرانِ من الذين تحلوا بالفهم، وتخلوا من الوهم، اشكروا المنان، فإنكم وجدتم که زینت یافته اید بخرد و خالی شده اید از وهم خدا را شکر کنید که شما حق را الحق والعرفان، وتبوأتم مقام الأمان، وكونوا شهداء لي عند أبناء الزمان یافته اید و بر مقام امان رسیده اید و برائے من نزد مردم گواه باشید۔ ألستــم شــاهــديــن عـلـى آياتي، أم لكم شبهة في الجنان؟ وأى رجل منكم آیا شما بر نشان ہائے من گواه نیستید یا شما را در دل شبتی هست و کدام کس از شماست ما رأى آية منى، فأجيبوا يا فتيان؟ وإنّي أُعطيت معارف من ربّي، ثم که هیچ نشانی از من ندیده است پس جواب بد ہیدای جوانان و من از خداوند معارف یافته ام باز علمتكم وصقلت بها الأذهان، وما كان لكم بحل تلك العُقَدِ يَدان ۔ شما را تعلیم دادم و بان ذهن با را صیقل کردم و شمارا بکشودن آن گره با قوت نه بود۔ و والله إني امرء أنطَقَنى الهدى، ونطق ظهري وحي يوحى، فوجدت و بخدا من مردی ام که مرا هدایت گویانیده ست و بر پشت من وحی الہی کمربند به بست پس الراحة في التعب والجنة في اللظى، فمن آثر الموت فَسَيُحْيى ۔ فلا تبيعوا راحت را در رنج یافتم و بهشت را در دوزخ دیدم و ہر کہ موت راختیار کرد او را زنده خواهند کرد حياتكم بثمن بخس، ولا تنبذوا من الكف خلاصة نض، ولا تكونوا پس زندگی خود بچیزی اندک مفروشید ۔ واز کف خود خلاصه نقد را مینگنید و از ان مردم