مواہب الرحمٰن

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 325 of 566

مواہب الرحمٰن — Page 325

روحانی خزائن جلد ۱۹ ۳۲۳ مواهب الرحمن وحقا، ويعرف هذا النبأ ألوف من الرجال والنساء والصبيان بظهور ہمہ رسید و این خبر را هزارها از مردم و زنان و کودکان مے دانند أهذه من قوى الإنسان؟ وخاطبني ربّى وقال : " يأتون من كل فج عميق، پس آیا این از قوت ہائے انسان است و خداوند من مرا مخاطب کرد و گفت که مردم کثیر از ہر طرف سوئے تو فلا تُصعّرُ لِخَلْقِ الله ولا تسأم من كثرة اللقيان ۔ وأنا إذ ذاك كنت ١٠٣) خواهند آمد پس با ند که ترش رو نه شوی و نه از کثرت ملاقات ملول گردی و من در ان وقت که این الهام شد كسَقَط لا يُذكر ولا يُعرَف وكشىءٍ لا يُعبأ به فى الإخوان ۔ فأتى على زمان مثل چیزے بیقدر بودم هیچ کس ذکر من نمی کر دو نمی شناخت و در برادران حقیر بودم پس آمد بر من زمانه بعد ذالك أن أتـانـى خَلق الله أفواجا وأطاعوني كغلمان، ولولا أمر ربى بعد از مینکه آمد مخلوق خدا نزد من فوج در فوج و بیچو غلامان اطاعت من کردند - واگر امر خدائے من لسئمت من كثرة اللقيان أهذه من قوى الإنسان؟ وإنه أتاني كلمات نبودی از کثرت ملاقات عاجز آمد ہے۔ آیا این از قوت ہائے انسان است - واو تعالی آن کلمات أفـصـحـت مـن لـدنـه، فما كان لأحد من العدا أن يأتي بمثلها، وسلب مرا داد که از نز داو بکمال مرتب فصاحت بودند پس هیچکس را از دشمنان طاقت نبود که مقابله آن توانند کرد منهم قوة البيان أهذه من قوى الإنسان؟ ودعيتُ لأبَاهِلَ بعض ا الأعداء ، وقوت بیان از دشان سلب کرده شد آیا این از طاقت ہائے انسان است و خوانده شدم تا مباہلہ کنم بعض فإذا تعاطيـنـا كـأس الدعاء ، واقتدحنـا زنـادَ المباهلة في العراء ، دشمنان - پس چون همدیگر گرفتیم کاسہ ہائے دُعارا و با یکدیگر زدیم چقما قہائے مباہلہ را در میدانے الحق الـلـه بـنــا بـعـده عساكر من أهل العقل والعرفان، وفتح علينا لاحق کرد خدا تعالیٰ بعد ازین بما لشکر ہا از اہلِ عقل و عرفان وکشوده شد برما أبواب النعماء من الرحمن، وزاد أعزّة جـمـاعـتـنـا إلـى مائة ألف درہائے نعمت از خداوند تعالی و زیاده شدند عزیزان جماعت ما تا یک لک