مواہب الرحمٰن — Page 236
روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۳۴ مواهب الرحمن ۱۲ ما نجد في صحف الله بيانك وما نَرى ۔ أتـعـجـب مـن آيات الله، وكان ما بیان تو در قرآن نمی یابم و نه می بینم چه از نشانہائے خدا تعالی تعجب میکنی و الـلـه عـلـى كلّ شيءٍ مُقْتَدِرا؟ ألا ترى أنّ نار الوباء مشتعلة، وموت الناس خدا بر هر چیز قادر است آیا نمی بینی که آتش و با در اشتعال است وموت مردم كالقلاص متتابعة، والطاعون في الاقتناص لا يغادر ذكرًا ولا أُنثى؟ ہمچو شتران پئے یکدیگر رونده متواتر است و طاعون در شکار کردن نه مرد را می گذارد و نه زن را فلو كنتُ كذوبًا لأخذني رُعب العقوبة، وما اجترأتُ على مثل هذا پس اگر من دروغگو بود مے البتہ رعب عقوبت مرا میگرفت و در وقت تباہی طوائف مخلوق عند هذه الطوائف الـمـخـدوبـة والـخـليقة المشغوبة، ولو كنتُ متقوّلا و ہلاکت اوشان این چنین دلیری نه کردم واگر من مفتری ومزوّرا لإراءة الكرامة، ما كانت لى جرأة أن أتفوه بكلمة عند قيام هذه بافنده دروغ بود مے تا کرامت خود بنمایم مرا پیچ جرأت نبو دے کہ در وقت قیام این قیامت یک کلمه هم بر زبان القيامة۔ وإن غضب الله شديد ترتعد منه فرائص الملأ الأعلى، وما كان لكاذب راند ہے۔ و تحقیق غضب خدا تعالی سخت است شانہ ہائے ملاء اعلیٰ از ان می لرزند و مجال پیچ دروغگو نیست أن يَفْتَرى على حضرة الكبرياء ، في وقتٍ تُرُمَى النَّارِ مِنَ السَّمَاءِ وَيُقْعَص که بر خدا تعالی در وقتی افترا به بندد که از آسمان آتش می بارد و مردم بر جائے خود الناس على المثوى، ويُمسى إنسان حيًّا ويصبحُ فإذا هو من الموتى ۔أعند میرند و یک انسان شام میکند بحالت زندگی و صبح از مردگان می باشد آیا نزد هذا القـعـاص يُفتى العقل أن يقوم أحد كالخراص، ويفترى على قديرِ این ناگه کشتنی عقل فتوی میدهد که هیچکس چون دروغگویان بایستند و بر خدائے بیننده داننده يعلم ويرى؟ أليس العذاب قام أمام الأعين وشاع في القُرَى؟ ودُعِيَ افترا بند و آیا این عذاب چنین نیست که رو بروئے چشمہائے مردم ایستاده است و درد یہات و قریه با شائع و