مواہب الرحمٰن — Page 234
۲۳۲ مواهب الرحمن روحانی خزائن جلد ۱۹ وعدوه ۔۔ ألا ترى؟ الذين طحنتهم رحى المحبة، ودارت عليهم لحبهم أنواع ود شمن خدا برابر شوند آیا نمی بینی آنانکه در آسیائے محبت اور قیق کرده شدند و آمد برایشان در راه دوست شان دور المصيبة، فهم لا يُهلكون۔ ولا يجمع الله عليهم موتين۔ موت من يده قسما تم از گردش مصیبت ایشان بلاک کرده نمی شوند و خدا جمع نمیکند برایشان دومرگ - مرگے از دست او وموت من يد عدوّه لئلا يضحك الضاحكون، وکذالک مِن بَدوِ خلق العالم و مر گے از دست دشمن او تا که نه خنده کنند خنده کنندگان و همچنین اراده کرده است از روز یکه دنیا قضى۔ إن يُهلكهم فهم عباده۔ وإن ينصُرُهم فما العدوّ وعناده؟ وإنه كتب آفرید - اگر او ایشان را بمیراند پس ایشان بندگان او هستند و اگر مداد بد پس دشمن و عناد او چه حقیقت است تا نقصان لهم العز والعُلى قوم أخفياء تحت ردائه، لا يعرفهم الخلق من دون إدرائه، ایشان کند و او برائے اوشان عزت و غلبه نوشته است۔ این قومی است پوشیده زیر چادر او تعالی ومخلوق ایشان را بجز شناسا کردن والله يعرف ويرى فيقوم لهم كالشاهدين، ويُرى لهم آياتٍ في الأرضين، اونمی شناسد مگر خدامی شناسد و می بیند پس می ایستند برائے ایشان مثل گواہان و برائے شان در زمین بانشان بامی نماید ويهدى من يبتغى الهدى ۔ ويتجـالد لهم العدا، ويخلق لهم أسبـابـا وہر کہ ہدایت طلبد اور اہدایت میدهد و بدشمنان شان می آویز دیعنی در وقت هر مشکلی از آسمان مددشان میکند و لا يـخـلـق لـغـيـرهـم، ويأمر ملائكه ليخدموهم بإيصال خيرهم، فينصر عبده برائے شان آن اسباب پیدا میکند کہ برائے دیگرے پیدا نمیکند و فرشتگان خود را حکم می فرماید که تا بایصال خیر خدمت من حيث لا يحتسب ولا يُتـظـنـى۔ أتلومني لترك الأسباب مع أننـي شان کند پس بندہ اور ا از ان گونه از غیب مدد میرسد که نمیداند و نه گمان میکند - آیا برائے ترک اسباب مرا أُمرت من ربّ الأرباب۔ فلا أعلم على ما تلومني۔ ما لک تُبصر ثم تتعامى ۔ ملامت میکنی با وجود یکه من از خدا ما مورم پس نمیدانم که چرا ملامت میکنی ترا چه شد که سے بینی بازنمی بینی۔ وإني ما أمنع الناس من التطعيم، ولا ينفع تركه إلا إياي ومن اتبعني و من مردم را از خال زدن منع نمی کنم و ترک کردن آنکسے را نفع نه بخشد مگر مرا و آنان را که پیروی من