حقیقةُ الوحی — Page 728
روحانی خزائن جلد ۲۲ ۷۲۸ ضميمه حقيقة الوحي۔ الاستفتاء ١٠٠ كيف التــخـــوف بــعــد قــرب مُشجع من هذه الأصوات والضوضاء بعد قرب دلیر کننده چگونه بترسیم چگونه ازین آواز ها و شور آواز با خوف پیدا شود يسعى الخبيث ليُطفئ أنوارنا والشمس لا تخفى من الإخفاء پلیدی کوشش می کند که تا نور ما بمیراند و آفتاب از پوشیده کردن پوشیده نمی شود إن المهيمن قد أتم نوالَهُ فضلا على فصرتُ مِن نُحَلاءِ خدا تعالی بر من بخشش خود بکمال رسانیده است از روئے فضل ۔ پس من از بخشندگان شدم نعطى العلوم لدفع متربة الورى طالت أيادينا على الفقراء ما برائے دفع در ویشی مردم مال علم می بخشیم دست بخشش ما بر فقیران در از است إن شئت ليست أرضنا ببعيدة من أرضك المنحوسة الصيداء اگر تو چیزے بخواهی زمین ما از زمین منحوس تو دور نیست صعب علیک زمانُ سُول محاسب إن مت يا خصمى على الشحناء بر تو آن ساعت بسیار سخت است که پرسیده خواهی شد اگر تو برہمین کینہ بھر دی اے دشمن من ما جئت من غير الضرورة عابنا قد جئت مثل المُزن في الرمضاء من بے ضرورت ہمچو بازی کنندگان نیا مدم من مثل باران آمدم که بر زمین سوخته بیفتند عين جرت العطاش قومٍ أُضجروا أو ماء نَقْعِ طافح الظماء برائے تنگ دلان که سخت تشنه بودند چشمه جاری شد إني بأفضال المهيمن صادق من بفضل خدا تعالی صادقم ثم اللئام يكذبون بخبثهم با زلئیمان از خباثت ایشان تکذیب می کنند كلم اللئام أسنة مذروبة سخن ہائے لئیمان نیزہ ہائے تیز هستند یا آب بسیا رصافی برائے تشنگان قد جئت عند ضرورة ووباء بر وقت ضرورت و و با آمده ام لا يقبلون جوائزی و عطائی و عطا ہائے مرا قبول نمی کنند وصدورهم كالحرة الرَّجُلاءِ وسینہ ہائے اوشان مثل زمین بے نبات خشک افتاده اند من حارب الصديق حارب ربَّهُ ونبيه وطوائف الصلحاء هر که با صدیق جنگ کرد با خدا جنگ کرد والله لا أدرى وجوه شاحة بخدا من وجه دشمنی ایشان پیچ نمی یا بم و با پیغمبر خدا جنگ کرد و با تمام صلحاء جنگ کرد من غير أن البخل فار كماء بجز اینکه بخل اوشان مانند آب جوش کرده است