انجام آتھم — Page 186
روحانی خزائن جلد ۱۱ ΔΥ مكتوب احمد ۱۸۶) الذين يحبون آراء هم ويريدون أن يأمروا الله ليتبع أهواء هم فيُتركون في کسانے ہستند کہ بارائے ہائے خود محبت می کنند و میخواهند که بر خدا تعالی این حکم کنند که تا پیروی آرزو ہائے ایشان الضلالة خالدين۔ وإن الله لن يرفع حجبهم ولن يزكيهم، إنهم كانوا مستكبرين۔ کند۔ پس برائے ہمیشہ در ضلالت گزاشته می شوند و خدا تعالیٰ ہرگز حجاب شان دور نخواهد کرد ونه ایشانرا پاک خواهد نمود إلا الذين تابوا وأصلحوا فأولئك من المرحومين ما كان الله محكوم أحد في چرا که ایشان متکبراند مگر آنانکه تو به کردند و اصلاح حال نمودند پس ایشان از جمله کسانی هستند که برایشان رحمت البلاد، وهو القاهر فوق عباده لا كـالـغـلـمــان والعباد، سبحان ربي! خدا تعالی است - خدا در زمین با محکوم احدی نیست او بر بندگان خود غالب است نه مثل غلامان و بندگان خدائے من هل كنتُ إلا بشرًا من المأمورين۔ پاک است نمی شاید که بدو این بے ادبی با کرده آید ومن چیزے نیستم مگر یک بندہ مامور ۔ ثم القوم احتجـوا عـلـى بـأمـور نذكرها برعاية الاختصار | باز قوم من برمن در چند امور حجت با گرفتند که برعایت اختصار ذکر آن امور مے کنم ۔ النستأصل كل ما أوردوا على سبيل الاعتذار، ولنكشف باب الحق على تا که ما آن ہمہ خیالات را از بیخ بر کنیم که برسبیل عذر بیان کرده اند و تا که ما دروازه حق بر طالبان کشائیم الطالبين۔ فمنها أنهم يقولون إن آتم مامات فى الميعاد، بل مات بعده | پس از ان اعتراضها یکے این است که عبد اللہ آتھم نصرانی در میعاد پیشگوئی نمرده است بلکه بعد از وما ثبت إيمـانـه بـالأشهاد، ولم يثبت أنه كان من الخائفين الراجعين۔ گزشتن میعاد مرده - وایمان او از روئے گواہان بپایہ ثبوت نرسیده و نه ثابت گشته که او بترسید ورجوع حبق فاعلم أن نبأ مـوته كان مشروطًا بعدم الرجوع إلى الحق والصواب | آورد ۔ پس بدانکه خبر موت او مشروط بعدم رجوع الی الحق بود