انجام آتھم — Page 102
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۱۰۲ مكتوب احمد ۱۰۲) من قبل هذا وما مسنى الخزى المبيد۔ فيضطر إلى أن يختار البين المطوّح، من قبل از این مردمی و مرا رسوائی ہلاک کننده مس نمی کرد و بیقرار میشود برائے اینکه پسند کند جدائی دور اندازنده را والسير المبرح كالمصابين۔ فيمشي راجلا، ويركض عاجلا يغتمد الليل، و سیر اند و بگن کننده را همچو مصیبت زدگان۔ پس میرود حالانکه پیاده است و بجلدی پامی جنباند - درمی آید ويلج السيل، وربمــا يتراءى له شَبَحُ مراد، أو يدعوه أحد بإظهار وداد، شب را و داخل میشود سیل را و بسا اوقات ظاهر میشود او را قالب مراد یا اورا کسے باظہار محبت سوئے خود میخواند فيفرح ويُعدى إليه نِضُوَ عَتادٍ، بنادٍ واستيساد، ويُـنــضــى عـربــاضــه پس خوش میشود و می دواند سوئے اوشتر لاغر آمادگی را و می دود برنج کشیدن و دلیری نمودن بزودی ۔ و نرم روی بوَقد ودميل، وإجازة ميـل بـعـد ميل، فبالآخـــر يلقى الخسران و و بقطع میل بعد از میل و بانجام کار زیان کاری و محرومی را الحرمان، ويظهر أن الداعى قد مان، ويتحقق أن سفره ابتلاء ومحل می بیند و ظاهر میشود که آنکه او را خوانده بود دروغ گفته است و ثابت میشود که سفر او او را ابتلائے الاستهزاء ، والأمل باطل وخيال كتخيلات نزول الماء، والمآل خسران پیش آمد ۔ وامیدی که داشت باطل است و خیال کامیابی ہمچو خیالات نزول الماءست - و انجام بزیان مال | مع شماتة الأعداء ۔ وبالآخر تشيبـه الـنـوائـب، ويحضره الأجل الغائب، معہ بدگوئی و استهزاء دشمنان ست۔ وبالآخر حوادث او را پیر می کنند۔ وموت حاضر میشود۔ فيموت وهو هم، وعليه هدم، فلا يبكى باك عند رفع جنازته، ولا پس در حالتے میرد که او پیریست و بر وجامه کهنه است پس هیچ گرنیده بر وقت برداشتن جنازه اونمی گرید تذرف عين على فرقته، ويرتد أبناؤه بعد موته من الدين، ويتنصرون و پیچ چشمی برواشک نمی بارد و پسران او بعد موت او مرتد میشوند و نصرانی میشوند سہو کتابت معلوم ہوتا ہے وَخُد “ ہونا چاہیے۔ (ناشر)