آئینہ کمالاتِ اسلام — Page 439
روحانی خزائن جلد ۵ ۴۳۹ آئینہ کمالات اسلام فكان منى بمنزلة الماء في القربة و تموّج في جسدی روحه فصرت ۳۳۹ كشيء لا يُرى۔ ووجدته كقَد اختلط بماء لا يتميز احدهما من الآخر وادركت بحاسة روحى انه اتحد بوجودی و صرت في نفسه ملتفّا ۔ و صرنا كشيء واحد يقع عليه اسم واحد و غابت طينتي في طينته العليا هذا ما عُلّمنا من رَبِّنا فاقض ما انت قاض و اتق الله و لا تخلد إلى أهواء الدنيا ۔ و اما الكلام الكلى فى هذا المقام فهو ان للانبياء الذين ارتحلوا الى حظيرة القدس تدلّيات الى الارض في كل برهة من ازمنة يهيج الله تقاريبها فيها ۔ فاذا جاء وقت التدلى صرف الله اعينهم الى الدنيا فيجدون فيها فسادًا و ظلما و يرون الأرض ترجمہ : از انها فوت شد ثواب ایمان و برایمان اجر نیکو بدیشان می فرماید - لا جرم تفاصیل این خبر را در وحی فرو گذاشته اجمالی لطیف و مبہم مانند معما اختیار فرمود و این اجمال را بزیور استعارات و مجازات و کنایات که از فهم و درایت و قیاس بقدر بالا تر بود بیا راست تا بیا ز ماید که کی از آنها اتباع امر میکند - اما انها ایمان آوردند و خلعت رضائے مولی بپوشیدند - زیرا که آنها حسن ظن بخدا و رسول کردند و به چیزی گردیدند که شناسائی حقیقت و ماہیت آن نداشتند - دوم آنکه او تعالی شانه اراده فرمود که پسینیان را نیز برنگ پیشینیان